۲۰:۳۶

۱۴۰۵/۰۷/۲۷

سایت آماده خبری

۲۰:۳۶

۱۴۰۵/۰۷/۲۷

پایگاه خبری آوای پورسینا

از کرانه‌های هراز تا صخره‌های صَعده؛ راز آرام گرفتن شهدای یمن در پایتخت علویان طبرستان

به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،

 نام این چهار شهید اکرم محمد الغفاری، محمد احمدحسن الفخری، عاطف علی حزام البشاول و علی محمد المرونی بود که در بمباران مساجد بدر و حشحوش صنعا در فروردین ۱۳۹۴ مجروح شده و به بیمارستان‌های تهران منتقل گشته بودند. با ممانعت ائتلاف عربستان از بازگشت پیکرها به صنعا، این شهیدان با هماهنگی علمای زیدی و اجازه رهبر جمهوری اسلامی در جوار بقعه‌ای تاریخی در محله «پایین‌بازار» آمل آرام گرفتند.

علامه شمس‌الدین شرف‌الدین (رئیس وقت انجمن علمای یمن و مفتی اعظم کنونی این کشور) در مراسم خاکسپاری این شهدا تأکید کرد که تدفین آنان در کنار این مرقد نه یک تصادف جغرافیایی، بلکه وصال تاریخی عمیقی با «امام ناصرالحق» است؛ شخصیتی که پس از بیش از هزار و صد سال، هنوز ریسمان اتصال صعده و صنعا به آمل مازندران به شمار می‌رود.

اما ناصرالحق کیست و چرا آمل برای زیدیان یمن جایگاهی ویژه و نمادین دارد؟

 حسن بن علی اطروش؛ فقیه، حاکم و مصلح علوی طبرستان

ابومحمد حسن بن علی بن حسن بن علی بن عمر الاشرف بن امام سجاد(ع)، مشهور به «ناصر للحق»، «ناصر کبیر» و ملقب به «اطروش» (به‌سبب سنگینی گوش بر اثر ضربات شمشیر در پیکارها)، زاده حدود سال ۲۳۰ هـ.ق (و به روایاتی بین ۲۲۵ تا ۲۴۴) در مدینه بود. مادرش ام‌ولد خراسانی‌تبار بود و او در خاندان سادات حسینی پرورش یافت. شیخ طوسی او را در شمار اصحاب امام هادی(ع) آورده است. ناصرالحق در کوفه به فراگیری حدیث پرداخت و سپس در جریان قیام حسن بن زید (داعی کبیر) به طبرستان مهاجرت کرد.

ابن‌اسفندیار در تاریخ طبرستان روایت می‌کند که ناصر اطروش در دورانی که علویان بر اثر هجوم سرداران سامانی و طاهری سرکوب شده بودند، به میان مردمان گیل و دیلم رفت؛ اقوامی که تا آن زمان نه تسلیم خلفای عباسی شده بودند و نه آیین اسلام را به‌طور گسترده پذیرفته بودند. او با فقه، زهد و خطابه پرکشش خود آنان را به اسلام و مذهب تشیع زیدی درآورد و نیرویی نظامی و مردمی پی‌ریزی کرد. منابع تاریخی از اسلام آوردن هزاران تن و حتی صدها هزار نفر به دست او سخن گفته‌اند. وی مساجد متعددی بنا کرد و چهارده سال در دیلم و گیلان به ارشاد و تدریس مشغول بود.

ناصرالحق در سال ۳۰۱ هـ.ق در نبردی سرنوشت‌ساز در کناره رود «بوررود» (یا بورود) در شرق چالوس، قشون سامانیان به فرماندهی محمد بن صعلوک را در هم شکست و وارد شهر آمل شد. او آمل را دارالملک (پایتخت) حکومت ناصری قرار داد. دوران حکومت سه‌ساله و اندی او (۳۰۱ تا ۳۰۴ هـ.ق) در منابع تاریخی به‌عنوان عصری استثنایی از اجرای عدالت اجتماعی و تدوین نظام قضایی یاد شده است. حتی مورخ سنی‌مذهب طبری نوشته است: «مردم چیزی مانند عدالت اطروش، حسن سلوک و ادای حق او ندیده بودند.» ابوریحان بیرونی در الآثار الباقیه و مسعودی در مروج الذهب نیز از او به نیکی و پرهیزگاری یاد کرده‌اند. مسعودی می‌نویسد عدالت و خردورزی او در تاریخ علویان کم‌نظیر بود.

ناصر اطروش آثار متعددی در فقه، کلام، تفسیر و حدیث نگاشت که برخی از آن‌ها تا امروز باقی مانده یا در منابع زیدی نقل شده است. او همچنین جد مادری دو تن از نامدارترین فقیهان جهان اسلام، سید مرتضی علم‌الهدی و سید رضی (گردآورنده نهج‌البلاغه) است. سید مرتضی با تألیف کتاب مشهور المسائل الناصریات، آرای فقهی جد خویش را شرح و نقد امامیه بر آن نگاشت.

ناصر اطروش در ۲۵ شعبان ۳۰۴ هـ.ق (برابر با فوریه ۹۱۷ میلادی) در آمل درگذشت و در سرای خویش به خاک سپرده شد. بقعه نخستین او که به گنبد کبود شهرت داشت، قرن‌ها زیارتگاه بود تا آنکه تیمور لنگ آن را ویران کرد. در سال ۸۱۴ هـ.ق سید علی ساری و سید قوام‌الدین مرعشی بنای جدیدی ساختند که ساختار فعلی برج آرامگاهی مربوط به سده نهم هجری است. این اثر در ۱۵ دی ۱۳۱۰ با شماره ثبت ۶۰ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده و در محله پایین‌بازار (چاکسر) آمل قرار دارد.

 پیوند تاریخی دو کانون زیدیه: «ناصریه» طبرستان و «هادویه» یمن

مذهب زیدیه در سده‌های سوم و چهارم هجری هم‌زمان در دو قطب متولد شد و گسترش یافت: ۱. طبرستان و دیلمان در شمال ایران به رهبری حسن بن زید (داعی کبیر) و سپس ناصر اطروش. ۲. صَعده در یمن به پایه‌گذاری یحیی بن الحسین ملقب به «الهادی الی الحق» (متوفای ۲۹۸ هـ.ق).

برخلاف فاصله چندهزار کیلومتری، این دو کانون پیوسته از طریق مکاتبه، کاروان‌های حج و تبادل متون کلامی و فقهی با یکدیگر در ارتباط بودند. در درون ساختار مذهبی زیدیه، پیروان ناصر اطروش به «ناصریه» شهرت یافتند و پیروان هادی یحیی به «هادویه» یا «قاسمیه». ناصریه بیشتر در شرق گیلان و بخش‌هایی از دیلم متمرکز بود و بر سنت کوفی تأکید داشت، در حالی که هادویه در یمن و غرب طبرستان گسترش یافت.

در مقاطعی از تاریخ، امامان زیدی یمن مستقیماً از طبرستان و آمل برخاستند. برجسته‌ترین نمونه، ابوعبدالله مهدی لدین‌الله (احمد بن حسین بن هارون بطحائی حسنی، مشهور به ابوعبدالله مهدی) از سادات دانشمند طبرستان بود که در سده پنجم هجری از آمل و دیلم به یمن فراخوانده شد و در صعده به امامت زیدیان رسید. این بده‌بستان مداوم علما موجب شد نسخه‌های خطی تألیف‌شده در حوزه‌های علمیه طبرستان و آمل — از جمله تفسیر بزرگ ناصر اطروش و کتب فقهی و کلامی او — توسط بازرگانان و حاجیان به کتابخانه‌های صنعا و صعده منتقل شود. ویلفرد مادلونگ، اسلام‌شناس برجسته معاصر، در پژوهش‌های خود بر پیوند عمیق میراث مکتوب زیدیه خزر و یمن مکرراً تأکید کرده و نشان داده است که بسیاری از متون ناصری هنوز در کتابخانه‌های یمن محفوظ است.

 هجرت میراث مازندران به یمن پس از زوال زیدیان در ایران

با فروپاشی حکومت‌های محلی علوی در طبرستان و دیلم و به‌ویژه پس از روی کار آمدن صفویه که تشیع دوازده‌امامی مذهب رسمی ایران شد، مذهب زیدیه به‌تدریج در سواحل خزر رو به افول نهاد و پیروان آن تغییر مذهب دادند. با این حال، میراث مذهبی و فقهی طبرستان از بین نرفت؛ بلکه کوهستان‌های یمن تبدیل به تنها زیست‌بوم و پناهگاه آرای ناصرالحق اطروش شد.

برای سده‌ها، فقهای زیدی یمن آثار ناصر کبیر را در مساجد صعده و صنعا تدریس می‌کردند و در اجتهادات فقهی خود، احادیث و احکام او را هم‌عرض با امام هادی الی الحق می‌شمردند. خاندان‌های برجسته مذهبی یمن — از جمله سادات قاسمی، شرف‌الدین و حتی خاستگاه فکری شیوخ صعده که خاندان حوثی (به‌ویژه چهره‌هایی چون علامه بدرالدین الحوثی) از دل آن تفکر سربرآوردند — ناصر اطروش را یکی از ارکان پنج‌گانه فقهی و عقیدتی مذهب خود تلقی می‌کنند. برخی روایات زیدی حتی او را در زمره امامان هدایت‌گر و احیاگر سنت اهل بیت می‌شمارند.

آمل؛ مرکز معنوی و نمادین زیدیان معاصر

به سبب همین عقبه عمیق تاریخی، مرقد ناصر اطروش در آمل برای زیدیان یمن جایگاهی هم‌تراز با برخی عتبات مقدسه دارد؛ زیرا او تنها امام بزرگ زیدی مدفون در ایران است که مقبره او در طول سده‌ها شناخته‌شده و معتبر مانده است. این مزار نه تنها محل زیارت سادات و علمای زیدی بوده، بلکه نمادی از پیوند دیرین دو کانون زیدیه در دو سوی جهان اسلام محسوب می‌شود.

در دهه‌های اخیر و به‌ویژه پس از تحولات سیاسی یمن، این مزار کانون بازیافت هویت تاریخی یمنی‌ها در ایران شد. سال‌ها پیش از خاکسپاری شهدای یمنی، هیئت‌های متعدد فقهی و سیاسی از علمای زیدی به عشق زیارت این مزار راهی مازندران می‌شدند. بقعه ناصرالحق که امروزه با مرمت‌های مجمع جهانی اهل‌بیت نیز تقویت شده، همچنان مورد احترام زائران ایرانی و خارجی است.

بنابراین، زمانی که در سال ۱۳۹۴ خورشیدی و در گیرودار جنگ یمن، پیکر آن چهار شهید پس از شهادت در ایران به دلیل محاصره امکان بازگشت نیافت، آمل و کنار مرقد ناصر اطروش طبیعی‌ترین و در عین حال معنادارترین انتخابی بود که سران مقاومت و علمای یمن بر آن مهر تأیید زدند. این انتخاب نه تنها پاسخی عملی به محدودیت‌های سیاسی روز بود، بلکه پیوندی زنده را آشکار ساخت که نشان می‌دهد مرزهای سیاسی معاصر نتوانسته‌اند خط سیر پیوند فرهنگی-مذهبی بیش از یک هزاره را میان سواحل خزر در البرز و صخره‌های زیدی‌نشین یمن محو کنند. آرامگاه ناصرالحق همچنان گواهی است بر اینکه تاریخ علویان طبرستان و زیدیان یمن، داستانی واحد از مقاومت و هویت مشترک است.

 

تصویر خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد
خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو