به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،
به گزارش خبر فوری، با پایان مهلت ۶۰ روزهای که در ماههای اخیر به عنوان یکی از مبناهای تحلیل روابط ایران و آمریکا مطرح بود، بار دیگر بحثها درباره آینده مناسبات ایران و آمریکا شدت گرفته است. در حالی که برخی تحلیلگران از احتمال تداوم مسیر دیپلماسی و دستیابی به توافقی جدید سخن میگویند، گروهی دیگر معتقدند تنشها میان دو طرف همچنان پابرجا خواهد ماند. در همین رابطه و برای بررسی چشمانداز روابط ایران و آمریکا، با جعفر قنادباشی، کارشناس راهبردی مسائل منطقه، گفتوگویی داشتهایم.
خبرفوری: با پایان توافق ۶۰ روزه ایران و آمریکا، بسیاری از تحلیلگران از احتمال حمله آمریکا به ایران و از سرگیری جنگ سخن میگویند. به نظر شما این احتمال چقدر است؟
قنادباشی: به نظر میرسد آمریکا در شرایط فعلی برای آغاز یک درگیری نظامی جدید علیه ایران با تردیدهای جدی مواجه است. تجربه رویاروییهای گذشته نشان داده که هرگونه اقدام نظامی میتواند هزینههای سنگینی برای واشنگتن به همراه داشته باشد و به همین دلیل تصمیمگیران آمریکایی تلاش میکنند همه جوانب را با دقت بررسی کنند.
در حال حاضر نیز برخی عوامل، شرایط را برای آغاز جنگ نامناسب کرده است. از یک سو وضعیت آبوهوایی منطقه و محدودیتهای عملیاتی و از سوی دیگر نزدیک شدن به انتخابات آمریکا، از جمله ملاحظاتی هستند که در محاسبات واشنگتن نقش دارند. همچنین کشورهایی که در گذشته به عنوان شرکای احتمالی آمریکا در چنین سناریوهایی مطرح میشدند، در حال حاضر آمادگی لازم برای همراهی نظامی را ندارند. در مقابل، ایران همچنان از آمادگی نظامی و همچنین، پشتوانه مردمی قابل توجهی برخوردار است.
بر همین اساس، احتمال آغاز یک جنگ مستقیم از سوی آمریکا در شرایط کنونی خیلی بالا به نظر نمیرسد. با این حال، آمریکا و برخی تحلیلگران نزدیک به آن تلاش میکنند با برجسته کردن احتمال درگیری، دو هدف را دنبال کنند؛ نخست ایجاد التهاب و بیثباتی در فضای اقتصادی ایران و دوم حفظ روحیه و امید در میان نیروهای آمریکایی و متحدان منطقهای خود که در ماههای اخیر با ناامیدیهایی مواجه بودهاند. به همین دلیل، هر از گاهی شاهد طرح «تهدیدها و گمانهزنیهایی» درباره احتمال وقوع جنگ هستیم.
خبرفوری: برخی اخبار حاکی از تمدید توافق بین ایران و آمریکا یا انعقاد یک توافق جدید است. این امر چقدر محتمل است؟
قنادباشی: اگر منظور از توافق، همان تفاهمنامه ۱۴ مادهای باشد، باید آن را از منظر هر دو طرف مورد بررسی قرار داد. از نگاه ایران، این تفاهمنامه دستاوردی دیپلماتیک محسوب میشود زیرا بسیاری از مفاد آن، در راستای منافع ایران ارزیابی شده و به همین دلیل ایران بر اجرای کامل آن تأکید دارد.
اما از نگاه آمریکا، این تفاهم بیش از آنکه یک سند اجرایی باشد، ابزاری برای بازگرداندن ایران به مسیر مذاکرات تلقی میشود. به همین دلیل واشنگتن نگاه متفاوتی به این توافق دارد و الزاماً آن را متعهدکننده نمیداند.
به اعتقاد من، تفاوت برداشت دو طرف از این تفاهمنامه، یکی از مهمترین موانع اجرای کامل آن است. آمریکا نه تمایل جدی به رفع کامل تحریمها نشان داده و نه در سایر تعهداتی که مطرح شده، نشانهای از آمادگی برای اجرای کامل مفاد توافق دیده میشود. از همین رو، چشمانداز دستیابی به یک توافق پایدار همچنان با ابهامات بسیاری همراه است.
خبرفوری: آیا توافق ایران و عمان بر سر تنگه هرمز میتواند بر روابط آمریکا و ایران تاثیر بگذارد؟
قنادباشی: این موضوع تا حد زیادی به رویکرد آمریکا بستگی دارد. ایران و عمان به عنوان دو کشور همسایه، درباره مسائل مرتبط با تنگه هرمز گفتوگوها و همکاریهایی داشتهاند که در چارچوب منافع مشترک دو طرف قابل ارزیابی است. با این حال، آمریکا و برخی متحدان منطقهای آن، نگاه مثبتی به افزایش نقش ایران در مدیریت و نظارت بر تحولات تنگه هرمز ندارند. از این جهت، بعید به نظر میرسد که چنین توافقاتی به خودی خود زمینهساز نزدیکی بیشتر ایران و آمریکا شود.
در واقع، اگر آمریکا این همکاریها را در چارچوب ثبات منطقهای ارزیابی کند، میتواند به کاهش تنشها کمک کند اما با توجه به مواضع فعلی آمریکا و برخی متحدانش، احتمال اینکه این توافق به بهبود روابط ایران و آمریکا منجر شود چندان بالا نیست و حتی ممکن است به افزایش اختلافنظرها نیز بینجامد.
خبرفوری: اگر ترامپ بخواهد به ایران حمله کند، به نظر شما این حمله چه زمانی اتفاق خواهد افتاد؟
قنادباشی: اگر آمریکا روزی به این جمعبندی برسد که میتواند بدون پرداخت هزینههای سنگین وارد یک درگیری نظامی {با ایران} شود، ممکن است چنین گزینهای را جدیتر بررسی کند. اما در شرایط فعلی بسیاری از مؤلفههای مورد نیاز برای چنین اقدامی فراهم نیست.
آمریکا برای هرگونه اقدام نظامی گسترده نیازمند همراهی و هماهنگی متحدان خود است، در حالی که کشورهای مختلف منطقه از نظر توانمندیها، ساختارهای نظامی و میزان آمادگی تفاوتهای زیادی با یکدیگر دارند و شکلگیری یک ارتش مشترک و مؤثر زمانبر خواهد بود.
از سوی دیگر، ایران همچنان از آمادگی دفاعی قابل توجهی برخوردار است و همین مسئله هزینه هرگونه اقدام نظامی را افزایش میدهد. همچنین نزدیک بودن انتخابات آمریکا نیز عامل مهم دیگری است، زیرا ورود به یک جنگ جدید میتواند فضای سیاسی داخلی این کشور را تحت تأثیر قرار دهد و تبعاتی برای رقابتهای انتخاباتی به همراه داشته باشد.
به همین دلایل، در شرایط کنونی نشانهای از فراهم بودن مقدمات لازم برای آغاز یک جنگ گسترده دیده نمیشود و احتمال وقوع چنین سناریویی در کوتاهمدت پایین ارزیابی میشود.