۱۵:۳۳

۱۴۰۵/۰۷/۱۸

سایت آماده خبری

۱۵:۳۳

۱۴۰۵/۰۷/۱۸

پایگاه خبری آوای پورسینا

وقتی طاعون مسکو را به شورش کشاند

به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،

به گزارش خبرفوری،  ماجرا از گزارش‌هایی درباره مرگ یک کارمند آزمایشگاه پژوهشی بیماری‌های واگیر در منطقه ایرکوتسک سیبری آغاز شد؛ فردی که در مؤسسه‌ای مرتبط با تحقیقات ضدطاعون فعالیت می‌کرد و پس از ابتلا به ذات‌الریه درگذشت. برخی گزارش‌های اولیه احتمال ابتلا به طاعون ریوی یا وقوع حادثه آزمایشگاهی را مطرح کردند، اما مقام‌های روسیه تاکنون ابتلای او به طاعون را تأیید نکرده‌اند. سازمان جهانی بهداشت نیز خواستار دریافت اطلاعات و جزئیات بیشتری درباره آزمایش‌های انجام‌شده شده است. بنابراین، تا زمان انتشار اطلاعات قطعی، نمی‌توان از وقوع یک همه‌گیری طاعون در روسیه سخن گفت.

با این حال، همین خبرها فرصتی فراهم می‌کند تا نگاهی به یکی از هولناک‌ترین فصل‌های تاریخ روسیه بیندازیم؛ روزگاری که طاعون نه در حاشیه‌های دورافتاده یک امپراتوری، بلکه در قلب یکی از مهم‌ترین شهرهای آن، مسکو، جان ده‌ها هزار نفر را گرفت و جامعه‌ای گرفتار ترس، فقر و بی‌اعتمادی را تا آستانه شورش پیش برد.

در سال‌های ۱۷۷۰ تا ۱۷۷۲ میلادی، هم‌زمان با سلطنت کاترین دوم، مشهور به کاترین کبیر، همه‌گیری طاعون بخش‌هایی از امپراتوری روسیه را درنوردید. مسکو، شهر تاریخی و مذهبی روس‌ها، بیشترین آسیب را دید. بیماری در این شهر فقط به مرگ‌ومیر گسترده محدود نماند؛ فرار مقام‌های مسئول، ناکارآمدی تدابیر اولیه، هراس از قرنطینه، باورهای مذهبی و خشم فرودستان، بحرانی چندوجهی آفرید که سرانجام در سپتامبر ۱۷۷۱ به شورشی خونین انجامید. در جریان این شورش، آمبروسی، اسقف اعظم مسکو، به دست جمعیت خشمگین کشته شد؛ واقعه‌ای که نشان داد در شرایط فروپاشی اعتماد عمومی، حتی عالی‌ترین مقام‌های مذهبی نیز از خشم جامعه در امان نیستند.

جنگی دوردست و بیماری‌ای که به قلب روسیه رسید

برای فهم فاجعه مسکو باید به فضای سیاسی و نظامی روسیه در اواخر دهه ۱۷۶۰ بازگشت. امپراتوری روسیه از سال ۱۷۶۸ وارد جنگی بزرگ با امپراتوری عثمانی شده بود؛ جنگی که میدان‌های نبرد آن در نواحی دریای سیاه، مولداوی و والاچیا قرار داشت. جابه‌جایی سپاهیان، اردوگاه‌های متراکم، حرکت کاروان‌های تدارکاتی و ارتباط میان مناطق مختلف، در آن روزگار می‌توانستند زمینه انتقال بیماری‌های واگیردار را فراهم کنند.

طاعون در آن دوره هنوز یکی از تهدیدهای بزرگ جوامع اروپایی و آسیایی به شمار می‌رفت. پزشکی آن زمان از شناخت عامل میکروبی بیماری، نقش کک‌های آلوده و چرخه انتقال میان جوندگان و انسان ناتوان بود. پزشکان می‌توانستند نشانه‌هایی مانند تب شدید، ضعف و تورم دردناک غدد لنفاوی را مشاهده کنند، اما ابزارهای لازم برای شناسایی دقیق عامل بیماری و قطع زنجیره انتقال را در اختیار نداشتند.

گسترش طاعون در قلمرو روسیه نیز در چنین شرایطی رخ داد. بیماری در سال‌های ۱۷۷۰ تا ۱۷۷۲ در بخش‌هایی از امپراتوری شیوع یافت و سرانجام به مسکو رسید؛ شهری که با جمعیت انبوه، فعالیت گسترده کارگاه‌ها و رفت‌وآمد بازرگانان، در برابر یک همه‌گیری فراگیر آسیب‌پذیر بود.

با این همه، نباید مسیر انتقال بیماری را بیش از شواهد تاریخی قطعی جلوه داد. ارتباط جنگ و جابه‌جایی نیروها با گسترش طاعون، زمینه‌ای مهم برای فهم بحران است، اما تعیین مسیر دقیق ورود هر کانون بیماری به مسکو، بدون اتکا به اسناد مشخص، آسان نیست.

مسکو؛ شهری آماده برای یک فاجعه

مسکو در نیمه دوم قرن هجدهم، با سن‌پترزبورگ تفاوت‌های چشمگیری داشت. سن‌پترزبورگ نماد پروژه نوسازی روسیه و ارتباط بیشتر دربار با الگوهای اروپایی بود؛ در مقابل، مسکو همچنان مرکز مهمی از سنت‌های مذهبی، تجارت و زندگی اجتماعی قدیمی روسیه محسوب می‌شد.

بیشتر بخوانید:

دختر رئیس جمهور آمریکا که در فرانسه دفن شده بود، به خانه بازگشت!

ماجرای ۸۰۰ کودکی که به فاضلاب ریخته شدند!

جنجال مرگ سیاه بالا گرفت؛ مرگ دومین مبتلا به طاعون در روسیه | اطلاعیه تکذیب سازمان بهداشت روسیه حذف شد!

وحشتناک‌ترین اپیدمی با ۷۰ میلیون مرگ | طاعون عالم‌گیر شد؟

شهر با محله‌های پرتراکم، خانه‌های چوبی، کارگاه‌های تولیدی و امکانات محدود بهداشتی، در برابر بیماری‌های واگیردار آسیب‌پذیری بالایی داشت. بخش بزرگی از مردم در شرایطی زندگی می‌کردند که فاصله‌گذاری، جداسازی بیماران و رعایت بهداشت عمومی در آن دشوار بود. از سوی دیگر، ساختار حکمرانی شهری نیز برای مواجهه با بحرانی در چنین ابعادی آمادگی کافی نداشت.

یکی از کانون‌هایی که در تاریخ طاعون مسکو مورد توجه قرار گرفته، مجموعه تولیدی پشم و پارچه معروف به «حیاط بزرگ پشم» است. بیماری در اواخر سال ۱۷۷۰ و ماه‌های آغازین سال بعد در این محدوده و برخی نقاط دیگر ظاهر شد. گزارش‌های تاریخی از تلفات در این مجموعه و نواحی اطراف آن خبر می‌دهند؛ اما روایت‌های موجود درباره نخستین موارد بیماری و زمان دقیق تشخیص آن، جزئیات متفاوتی دارند. از همین رو، نمی‌توان همه مراحل آغاز اپیدمی را به یک کارخانه یا یک روز مشخص فروکاست.

یکی از پزشکانی که در ثبت این فاجعه نقش مهمی ایفا کرد، آفاناسی شفونسکی بود. او بعدها گزارشی مفصل از همه‌گیری نوشت که در سال ۱۷۷۵ با عنوان «توصیف طاعونی که از سال ۱۷۷۰ تا ۱۷۷۲ در شهر مسکو رخ داد» منتشر شد. این اثر از منابع مهم تاریخ پزشکی روسیه به شمار می‌رود، زیرا علاوه بر شرح بیماری، اطلاعاتی درباره تدابیر اداری و بهداشتی اتخاذشده برای مقابله با آن در اختیار پژوهشگران قرار می‌دهد.

مسئله فقط شناخت بیماری نبود؛ حکومت باید تصمیم می‌گرفت چگونه با آن برخورد کند. اعلام خطر می‌توانست تجارت را مختل کند، مردم را بترساند و شهر را به تعطیلی بکشاند. در مقابل، پنهان‌کردن یا کوچک‌شمردن خطر نیز فرصت مهار بیماری را از بین می‌برد. این همان دوراهی دشواری بود که مدیریت شهری مسکو با آن مواجه شد.

وقتی ترس از بیماری از خود بیماری خطرناک‌تر شد

با گسترش طاعون، زندگی عادی در مسکو به‌تدریج از هم گسیخت. بیماران به مراکز درمانی منتقل می‌شدند، خانواده‌ها عزیزان خود را از دست می‌دادند و کسب‌وکارها در معرض تعطیلی قرار می‌گرفتند. قرنطینه و محدودیت رفت‌وآمد، هرچند با هدف مهار بیماری اعمال می‌شد، برای بخش‌هایی از جامعه به معنای از دست دادن درآمد، جدایی از خانواده و محرومیت از آزادی رفت‌وآمد بود.

در جامعه‌ای که حمایت اجتماعی و امکانات درمانی محدود بود، چنین اقداماتی به‌سادگی با بدگمانی روبه‌رو می‌شد. مردم نمی‌دانستند چه کسانی واقعاً بیمارند، کدام مراکز درمانی امن هستند و آیا انتقال بیماران به قرنطینه به معنای نجات آن‌هاست یا جداکردنشان از خانواده در واپسین روزهای زندگی.

فرار شماری از مقام‌ها و ناتوانی دستگاه اداری در ایجاد اعتماد نیز بر این نگرانی‌ها افزود. روایت‌های تاریخی نشان می‌دهند که حاکمان و مسئولان محلی در مقاطعی از بحران از شهر فاصله گرفتند و بار مدیریت روزمره بیماری بر دوش نیروهایی افتاد که با امکانات و اختیارات محدود کار می‌کردند. در چنین فضایی، هر تصمیم بهداشتی می‌توانست به مسئله‌ای سیاسی تبدیل شود.

اما خطر تنها در بیمارستان‌ها و خانه‌های آلوده نبود. هراس عمومی، شایعات و باورهای دینی درباره منشأ بیماری نیز بر رفتار مردم اثر می‌گذاشت. برای بسیاری از ساکنان مسکو، طاعون نه پدیده‌ای میکروبی، بلکه مصیبتی آسمانی و نشانه‌ای از خشم خداوند تلقی می‌شد. در نتیجه، جست‌وجوی راه نجات گاه از مسیر تدابیر پزشکی به سوی آیین‌های مذهبی و توسل به اشیای مقدس می‌رفت؛ مسیری که در یکی از حساس‌ترین روزهای بحران، به انفجار خشونت انجامید.

شمایل مقدس و جرقه شورش

در سپتامبر ۱۷۷۱، زمانی که طاعون مسکو را به‌شدت درگیر کرده بود، شایعه‌ای درباره قدرت شفابخش شمایلی مذهبی در نزدیکی دروازه باربارسکی شهر گسترش یافت. گروهی از مردم باور داشتند که این شمایل می‌تواند آنان را از بیماری نجات دهد. به همین دلیل، جمعیت زیادی برای نیایش و توسل گرد آمدند.

از نگاه مسئولان بهداشتی، چنین تجمعی در اوج همه‌گیری می‌توانست خطر انتقال بیماری را افزایش دهد. آمبروسی، اسقف اعظم مسکو، نیز با گردهمایی‌های انبوه و شیوه‌ای که برای زیارت شمایل در پیش گرفته شده بود، مخالفت کرد. او کوشید با برداشتن شمایل و جلوگیری از تجمع و جمع‌آوری نذورات در آن محل، وضعیت را کنترل کند.

اما تصمیمی که از نگاه او اقدامی برای مهار بحران بود، در نگاه بخشی از مردم به تعرض به مقدسات و خیانت به ایمان ارتدوکس تعبیر شد. در شهری که بسیاری از ساکنانش عزیزان خود را از دست داده بودند، معیشتشان به خطر افتاده بود و به مقام‌های حکومتی اعتماد نداشتند، این اقدام به جرقه‌ای برای انفجار خشم تبدیل شد.

در روزهای ۱۵ تا ۱۷ سپتامبر ۱۷۷۱، ناآرامی‌ها گسترش یافت. جمعیت شورشی به مراکز حکومتی و مذهبی حمله کرد و تلاش‌ها برای بازگرداندن نظم با مقاومت روبه‌رو شد. نقطه اوج این خشونت‌ها، قتل آمبروسی بود. اسقف اعظم که به صومعه دونسکوی پناه برده بود، به دست شورشیان افتاد و کشته شد.

این واقعه از مهم‌ترین رخدادهای تاریخ اجتماعی روسیه در قرن هجدهم است؛ زیرا شورش را نمی‌توان صرفاً واکنشی به برداشتن یک شمایل مذهبی دانست. خشم مردم از تدابیر قرنطینه، هراس از بیماری، فشارهای معیشتی و بی‌اعتمادی به مسئولان، همگی در شکل‌گیری آن نقش داشتند. شمایل مقدس جرقه بود، اما مواد آتش‌زای بحران مدت‌ها پیش در جامعه انباشته شده بود.

بازگشت قدرت؛ از سرکوب شورش تا مداخله اورلوف

پس از اوج‌گیری ناآرامی‌ها، نیروهای حکومتی به فرماندهی پیوتر یروپکین برای بازگرداندن نظم وارد عمل شدند. شورش سرکوب شد و حکومت تلاش کرد کنترل مراکز شهری را دوباره به دست بگیرد. اما برقراری نظم در خیابان‌ها به معنای پایان طاعون نبود. حکومت همچنان باید با بیماری‌ای مقابله می‌کرد که از ظرفیت‌های معمول اداره شهر فراتر رفته بود.

کاترین دوم، امپراتریس روسیه، برای مدیریت بحران گرگوری اورلوف، از نزدیکان بانفوذ خود، را به مسکو فرستاد. مأموریت او تنها خاموش‌کردن ناآرامی‌ها نبود؛ مهار همه‌گیری و بازگرداندن کارکردهای اداری و اقتصادی شهر نیز در دستور کار قرار داشت.

اورلوف و کمیسیون مقابله با طاعون با مجموعه‌ای از اقدامات بهداشتی و اداری کوشیدند روند گسترش بیماری را متوقف کنند. جداسازی بیماران، سامان‌دهی بیمارستان‌ها، مراقبت از افراد در قرنطینه، نظارت بر رفت‌وآمد و بهبود سازمان‌دهی خدمات شهری از جمله اقداماتی بود که در دوره مدیریت بحران دنبال شد.

یکی از درس‌های مهم این تجربه آن بود که اجرای مقررات بهداشتی بدون جلب اعتماد مردم دشوار است. اگر قرنطینه به معنای گرسنگی، رهاشدن بیمار یا محرومیت از هرگونه حمایت تلقی شود، افراد ممکن است بیماری خود را پنهان کنند یا از مراکز درمانی بگریزند. در مقابل، تأمین غذا، فراهم‌کردن امکانات مراقبت و ایجاد انگیزه برای همکاری، امکان اجرای مؤثرتر تدابیر بهداشتی را افزایش می‌دهد.

البته نباید اقدامات آن دوره را با معیارهای پزشکی امروز یکسان دانست. پزشکان قرن هجدهم هنوز از عامل میکروبی طاعون و نقش کک‌های آلوده شناخت علمی نداشتند. برخی روش‌های ضدعفونی و پاک‌سازی آن زمان نیز بر تصورات پزشکی رایج همان عصر استوار بود. با این حال، تجربه مسکو به تقویت بحث درباره قرنطینه، ثبت مرگ‌ومیر، نظارت بر رفت‌وآمد و مسئولیت حکومت در قبال سلامت عمومی کمک کرد.

بهای انسانی فاجعه؛ ده‌ها هزار قربانی

برآورد دقیق شمار قربانیان طاعون مسکو به دلیل نقص آمار، ثبت‌نشدن شماری از مرگ‌ها و دفن‌های مخفیانه آسان نیست. با این حال، پژوهش‌های تاریخی نشان می‌دهند که ابعاد فاجعه بسیار گسترده بود.

کمیسیون بهداشت در آن زمان حدود ۵۶ هزار و ۹۰۰ مرگ را در مسکو از آوریل ۱۷۷۱ تا مارس ۱۷۷۲ ثبت کرد. در بررسی‌های بعدی، با توجه به مرگ‌هایی که در آمار رسمی نیامده بود و نیز لزوم تفکیک مرگ‌ومیر عادی از تلفات ناشی از طاعون، برخی پژوهشگران شمار قربانیان مستقیم بیماری در مسکو را حدود ۵۲ هزار نفر برآورد کرده‌اند. روایت‌های تاریخی دیگر نیز ارقام بالاتری را مطرح می‌کنند. در مقیاس گسترده‌تر، مجموع تلفات همه‌گیری در روسیه و مناطق دیگر آسیب‌دیده، در برخی منابع نزدیک به ۱۰۰ هزار نفر برآورد شده است. بنابراین، بهتر است به‌جای ارائه یک عدد قطعی، از ده‌ها هزار قربانی در مسکو و حدود ۱۰۰ هزار قربانی در گستره وسیع‌تر همه‌گیری سخن بگوییم.

پشت این ارقام، زندگی‌هایی قرار داشت که در فاصله چند ماه از هم پاشیدند: خانواده‌هایی که نان‌آور خود را از دست دادند، کارگرانی که کارگاه‌هایشان تعطیل شد، بیمارانی که از ترس قرنطینه از مراجعه به مراکز درمانی خودداری کردند و محله‌هایی که با مرگ همسایگان و خویشاوندان خالی شدند.

بحران همچنین نشان داد که همه گروه‌های اجتماعی به یک اندازه در برابر بیماری آسیب‌پذیر نیستند. کسانی که امکان ترک شهر یا دسترسی به محل زندگی کم‌تراکم‌تر را داشتند، می‌توانستند از بخشی از خطر دور شوند؛ اما کارگران، تهیدستان و افرادی که معیشتشان به حضور روزانه در شهر وابسته بود، انتخاب‌های محدودتری داشتند. از این منظر، طاعون مسکو فقط تاریخ یک بیماری نیست؛ تاریخ نابرابری اجتماعی در مواجهه با یک فاجعه عمومی نیز هست.

میراث یک همه‌گیری؛ از تجربه تلخ تا اصلاحات بهداشتی

با گذشت ماه‌های بحرانی و کاهش تدریجی موارد بیماری، زندگی در مسکو به‌آرامی به مسیر عادی بازگشت. اما تجربه سال‌های ۱۷۷۰ تا ۱۷۷۲ به‌سادگی از حافظه شهر پاک نشد. این همه‌گیری حکومت روسیه را با ضرورت سازمان‌دهی بهتر مقابله با بیماری‌های واگیردار روبه‌رو کرد و اهمیت ثبت اطلاعات، جداسازی بیماران، نظارت بر رفت‌وآمد و هماهنگی میان دستگاه‌های اداری و پزشکی را آشکار ساخت.

گزارش شفونسکی که در سال ۱۷۷۵ منتشر شد، یکی از مهم‌ترین اسناد باقی‌مانده از این تجربه است. این کتاب نه‌تنها برای شناخت بیماری، بلکه برای مطالعه چگونگی واکنش حکومت و جامعه به یک بحران بزرگ اهمیت دارد. پژوهش‌های جدید نیز با بررسی اسناد اداری و روایت‌های شاهدان عینی، نشان داده‌اند که طاعون بر شهرسازی، نهادهای حمایتی و سیاست‌های عمومی روسیه اثر گذاشت؛ هرچند نسبت‌دادن تمام اصلاحات بعدی به یک رویداد واحد، نیازمند احتیاط تاریخی است.

شورش طاعون همچنین شکافی را آشکار کرد که میان نگاه نخبگان حکومتی به نظم و سلامت عمومی و برداشت مردم از ایمان، رنج و عدالت وجود داشت. حکومت می‌خواست تجمع‌های مذهبی را محدود کند تا بیماری مهار شود؛ اما مردم، در شرایطی که بسیاری از نهادهای رسمی را بی‌اعتمادکننده یا بی‌پناه‌کننده می‌دیدند، این تصمیم را تعرضی به باورهای خود تلقی کردند. این تقابل یادآور آن است که مدیریت همه‌گیری تنها به دستور و اجبار وابسته نیست؛ توضیح روشن، اعتماد عمومی و حمایت از آسیب‌دیدگان نیز در آن نقشی اساسی دارند.

از مسکو در قرن هجدهم تا نگرانی‌های امروز

بازخوانی طاعون مسکو در سال ۱۷۷۱، در روزگاری که خبرهای مربوط به احتمال ابتلا به طاعون در روسیه منتشر شده، بیش از آن‌که دلیلی برای هراس باشد، فرصتی برای فهم تفاوت میان یک بحران تاریخی و وضعیت بهداشت عمومی امروز است.

در قرن هجدهم، پزشکان هنوز عامل بیماری را نمی‌شناختند، امکانات تشخیص آزمایشگاهی وجود نداشت و ارتباطات کند و پراکنده بود. امروز، دانش میکروب‌شناسی، آزمایش‌های تشخیصی، مراقبت اپیدمیولوژیک و درمان آنتی‌بیوتیکی ابزارهایی در اختیار نظام‌های سلامت قرار داده‌اند که در آن زمان دست‌نیافتنی بودند. با این حال، تجربه تاریخی نشان می‌دهد که حتی در حضور ابزارهای علمی، شفافیت اطلاعات و اعتماد عمومی همچنان اهمیت تعیین‌کننده‌ای دارند.

در ماجرای اخیر روسیه نیز باید میان گزارش یک مورد مشکوک، تأیید آزمایشگاهی ابتلا و اعلام یک همه‌گیری تفاوت گذاشت. گزارش‌های منتشرشده در روزهای اخیر از مرگ یک کارمند آزمایشگاه در سیبری و درخواست سازمان جهانی بهداشت برای اطلاعات بیشتر حکایت دارند؛ در عین حال، مقام‌های روسیه ابتلا به طاعون را تأیید نکرده‌اند و از نتایج منفی آزمایش‌های انجام‌شده بر افراد مرتبط با این پرونده خبر داده‌اند. تا زمانی که شواهد معتبر و اطلاعات رسمی روشن‌تری منتشر نشود، تعمیم این رخداد به شیوع گسترده طاعون موجه نیست.

فاصله میان امروز و مسکوِ کاترین کبیر، فاصله‌ای بیش از دو قرن و نیم است؛ اما پرسش‌های بنیادین همچنان قابل طرح‌اند: حکومت‌ها چگونه با بیماری ناشناخته روبه‌رو می‌شوند؟ چگونه می‌توان میان ضرورت محدودیت‌های بهداشتی و حقوق و معیشت مردم تعادل برقرار کرد؟ و در شرایطی که ترس و شایعه به‌سرعت گسترش می‌یابد، چه چیزی می‌تواند اعتماد عمومی را حفظ کند؟

طاعون مسکو پاسخی تلخ به این پرسش‌ها در تاریخ روسیه است. آن فاجعه یادآوری می‌کند که بیماری واگیردار، اگر با ضعف مدیریت، نابرابری و بی‌اعتمادی همراه شود، می‌تواند از یک بحران پزشکی فراتر برود و به بحرانی سیاسی و اجتماعی تبدیل شود. از این رو، نقب به سال ۱۷۷۱ نه برای پیش‌بینی تکرار تاریخ، بلکه برای شناخت بهای سنگین تأخیر در اقدام، پنهان‌ماندن اطلاعات و نادیده‌گرفتن نگرانی‌های مردم اهمیت دارد.

تصویر خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد
خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو