۱۷:۲۸

۱۴۰۵/۰۷/۱۷

سایت آماده خبری

۱۷:۲۸

۱۴۰۵/۰۷/۱۷

پایگاه خبری آوای پورسینا

یک ایرانی از لس‌آنجلس نبض ایران را در دست دارد

به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،

در چهار، پنج روز اخیر، دو قسمت از برنامه «آنکات» که از شبکه تپش پخش می‌شود، منتشر شده است؛ گفت‌وگوی علیرضا امیرقاسمی، مدیر این شبکه، با شهرام صولتی که حالا قسمت سوم آن هم در راه است. همین دو قسمت منتشرشده واکنش‌های زیادی در فضای مجازی ایجاد کرده‌اند. اما اینجا نمی‌خواهم چندان درباره صحبت‌های شهرام صولتی حرف بزنم؛ مسئله اصلی برای من، هنر رسانه‌داری علیرضا امیرقاسمی است؛ مرد رسانه‌ای لس‌آنجلس که با وجود تمام حرف‌وحدیث‌ها درباره روابط، شیوه مدیریت برنامه‌ها و مسائل پیرامونش، توانسته طی چهار دهه رسانه‌اش را حفظ کند و در تمام این سال‌ها، با وجود فراز و نشیب‌های فراوان، همچنان در صحنه بماند.

حفظ یک رسانه برای چهار دهه، آن هم در فضایی که مدام در حال تغییر است، کار ساده‌ای نیست. از دهه‌های ۸۰ و ۹۰ میلادی که علیرضا امیرقاسمی در شبکه تپش فعالیت می‌کرد تا امروز، جهان رسانه زیرورو شده است. شبکه‌های اجتماعی قواعد بازی را تغییر داده‌اند، شکل دیده‌شدن هنرمندان عوض شده و دیگر نمی‌توان با همان فرمول‌های قدیمی مخاطب جذب کرد. با این حال، امیرقاسمی هنوز می‌داند چطور توجه ایجاد کند، چطور یک گفت‌وگو را به موضوع روز تبدیل کند و چطور از دل یک برنامه، جریان رسانه‌ای بسازد.

برای فهم بهتر این توانایی، کافی است به ماجرای سیاوش قمیشی برگردیم. یکی، دو یا سه سال پیش، زمانی که قرار بود قمیشی در شهرهایی از جمله تورنتو و حتی در کشورهایی مانند استرالیا یا ترکیه کنسرت برگزار کند، اتفاقی رخ داد که در کارنامه رسانه‌ای امیرقاسمی قابل توجه بود. سیاوش قمیشی معمولاً چندان اهل برگزاری کنسرت‌های متعدد نیست و همین موضوع، اجرای برنامه‌های زنده او را به اتفاقی ویژه تبدیل می‌کرد. امیرقاسمی در برنامه «آنکات» به سراغ او رفت و گفت‌وگویی ترتیب داد که توانست به‌شدت در شبکه‌های اجتماعی وایرال شود.

در آن گفت‌وگو، قمیشی اصطلاحی را به کار برد که بعدها مدت‌ها در فضای مجازی دست‌به‌دست شد: «یادِ چه گاری»؛ عبارتی که به‌نوعی به یک اصطلاح رایج در فضای مجازی تبدیل شد و حتی تا امروز هم ردپای آن دیده می‌شود. این اتفاق نشان می‌داد که امیرقاسمی چطور می‌تواند از دل یک گفت‌وگو، لحظه‌ای بیرون بکشد که قابلیت وایرال‌شدن داشته باشد. نکته مهم‌تر اینکه در آن مقطع، امیرقاسمی خودش کنسرت‌گذار قمیشی بود. به عبارت دیگر، او صرفاً یک مصاحبه‌کننده نبود؛ کسی بود که می‌توانست از رسانه برای جلب توجه به هنرمندی استفاده کند که قرار بود کنسرت‌هایش را برگزار کند.

این همان نقطه‌ای است که هنر رسانه‌داری امیرقاسمی خودش را نشان می‌دهد. او به شکلی هنرمندانه و البته رندانه، سیاوش قمیشی را در شبکه‌های اجتماعی بالا آورد، توجه‌ها را به او جلب کرد و به دیده‌شدن کنسرت‌هایش کمک کرد؛ اتفاقی که در نهایت به فروش بلیت‌های کنسرت‌ها و سولدآوت‌شدن آن‌ها در نقاط مختلف انجامید. اینجا دیگر با یک گفت‌وگوی ساده طرف نیستیم؛ با یک برنامه‌ریزی رسانه‌ای هدفمند روبه‌رو هستیم که در آن، مصاحبه، وایرال‌شدن، جلب توجه و فعالیت اقتصادی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند.

حالا به نظر می‌رسد امیرقاسمی دارد همین الگو را به شکلی دیگر درباره شهرام صولتی تکرار می‌کند. در روزهای اخیر، نام صولتی در توییتر و اینستاگرام بیشتر از قبل مطرح شده و موجی از توجه به سمت او شکل گرفته است؛ تا جایی که بسیاری او را خواننده‌ای می‌دانند که کمتر از آنچه شایسته‌اش بوده، مورد توجه قرار گرفته است. هم‌زمان، ویدئوهای اجرای ترانه «غربت» از ابی که شهرام صولتی سال‌ها پیش در برنامه بزرگداشت ابی اجرا کرده بود، دوباره وایرال شده‌اند و موجی از تعریف و تمجید درباره کیفیت اجرای او به راه افتاده است.

البته که شهرام صولتی آن ترانه را خوب اجرا کرده است؛ اما هم‌زمانی موج تازه توجه به او با انتشار قسمت‌های «آنکات» و وایرال‌شدن بخش‌هایی از گفت‌وگوی امیرقاسمی و صولتی، اتفاقی به نظر نمی‌رسد. امیرقاسمی در همین گفت‌وگو هم اشاره کرده که قرار است برنامه‌هایی برای تولید آهنگ‌های جدید شهرام صولتی و همچنین برگزاری کنسرت‌های او پیش برود. به این ترتیب، به نظر می‌رسد او در حال زمینه‌چینی برای ریبرندکردن شهرام صولتی است؛ یعنی می‌خواهد با ایجاد موج تازه‌ای از توجه رسانه‌ای، تصویری جدید از این خواننده بسازد و بار دیگر او را در مرکز توجه مخاطبان قرار دهد.

طبیعتاً چنین پروژه‌ای می‌تواند منافع مالی و اقتصادی قابل توجهی هم برای امیرقاسمی داشته باشد. وقتی کسی هم‌زمان رسانه، امکان تولید محتوا و ظرفیت برگزاری کنسرت را در اختیار دارد، می‌تواند این بخش‌ها را به شکلی هدفمند در کنار یکدیگر قرار دهد. ابتدا توجه ایجاد کند، بعد این توجه را به موجی در شبکه‌های اجتماعی تبدیل کند و در نهایت، آن را به فروش بلیت و تولید آثار جدید پیوند بزند.

این دقیقاً همان چیزی است که در شیوه کار رسانه‌ای امیرقاسمی جلب توجه می‌کند: او هدفمند وارد گفت‌وگو می‌شود، هدفمند آدم‌ها را وایرال می‌کند و می‌تواند یک جریان رسانه‌ای بزرگ به وجود بیاورد.

برای کسی که خارج از ایران فعالیت می‌کند و طبیعتاً با محدودیت‌هایی در دسترسی به بازار و مخاطب داخل کشور مواجه است، حفظ چنین جایگاهی در فضای رسانه‌ای فارسی‌زبان اتفاق کوچکی نیست. فارغ از اینکه پشت پرده فعالیت‌های امیرقاسمی چیست و درباره روابط و شیوه مدیریتش چه حرف‌وحدیث‌هایی وجود دارد، نمی‌توان از توانایی او در شناخت مخاطب و ساختن موج رسانه‌ای چشم‌پوشی کرد.

در نهایت، بحث من نه دفاع از شهرام صولتی است و نه تأیید یا رد اظهارنظرهای او درباره ابی، شادمهر یا دیگر هنرمندان. نه قرار است درباره کیفیت صدای او داوری کنیم و نه کارنامه هنری‌اش را زیر ذره‌بین ببریم. حتی مسائل سیاسی و حاشیه‌های شخصی هم در این بحث موضوع اصلی نیستند. مسئله، قدرت رسانه‌داری علیرضا امیرقاسمی است؛ کسی که فارغ از اینکه دوستش داشته باشیم یا نه، می‌توانیم بگوییم کارش را بلد است.

تصویر خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد
خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو