به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،
به گفته وی، لجبازی معمولا گاهبهگاه رخ میدهد، اما نافرمانی مکرر و پایدار است. مخالفتجویی در لجبازی با سن و مرحله رشد کودک تناسب دارد، در حالی که در نافرمانی، رفتار کودک با سطح رشدی او متناسب نیست و بیش از حد انتظار است. برای مثال ممکن است رفتار یک کودک هشتساله با سن او تناسب نداشته باشد. لجبازی معمولا در موقعیتهای خاص رخ میدهد، اما نافرمانی در موقعیتهای متعدد دیده میشود. همچنین کودکان در لجبازیهای رشدی انعطافپذیرند و پس از حل مساله برای برقراری رابطهای مطلوب تلاش میکنند، اما در اختلال نافرمانی، انعطافپذیری کمتر است و تعارضها به فرسایشیشدن روابط میانجامد. در این اختلال، مشکلات به رابطه با والدین محدود نمیشود و ممکن است در حوزههای دیگری مانند تحصیل و ارتباط با دوستان نیز بروز پیدا کند.
ریشهیابی رفتارهای سرکشانه؛ وقتی کودک کلمات را گم میکند
محمدی با بیان اینکه رفتارهای سرکشانه کودک میتواند نشانهای از اضطراب یا نیازهای برآوردهنشدهای باشد که او نمیتواند با کلمات بیان کند، گفت: وقتی بچهها در موقعیتهای ترسناک قرار میگیرند یا نمیدانند چه اتفاقی قرار است بیفتد و گمان میکنند از پس شرایط برنمیآیند، دچار اضطراب میشوند. اگر این کودکان در مهارتهای ارتباط کلامی ضعف داشته باشند بهجای اینکه نیازها و احساساتشان را بیان کنند مثلا بگویند «به من کمک کن، این کار را بلد نیستم»، «از اینکه وسیلهام را گرفتی عصبانی هستم» یا «نمیخواهم کنار من بنشینی» معمولا به داد زدن، مخالفتکردن، هلدادن یا سرپیچی از دستورات متوسل میشوند.
این روانشناس در ادامه تاکید کرد: در چنین شرایطی بهتر است ارزیابیهای زبانی و کلامی انجام شود تا ببینیم کودک تا چه حد با نامگذاری و درک هیجانات آشناست. شاید یکی از پرسشهایی که والدین یا مربیان در چنین شرایطی باید از خود بپرسند، این است که بهجای تمرکز بر چرایی نافرمانی کودک، بررسی کنند که او با این رفتارهای سرکشانه و لجبازیها بهدنبال چیست؟ باید پرسید کودک با این رفتار میخواهد چه چیزی را به دست آورد یا از چه موقعیتی اجتناب کند.
چرا تنبیه چرخه خشم را در کودکان تشدید میکند؟
به گفته وی تنبیه و مجازات اغلب باعث افزایش لجبازی در کودکان میشود، تنبیه نهتنها رفتار مناسب را به کودک یاد نمیدهد، بلکه باعث میشود بچهها از والدین بترسند. علاوه بر این تنبیه چرخهای از خشم ایجاد میکند بهگونهای که وقتی کودک در برابر دستوری مقاومت میکند و والد او را تنبیه میکند، کودک خشمگین میشود، اما چون از نظر سنی کوچکتر و ضعیفتر است، خشم خود را فرو میخورد و ممکن است آن را بهشکل نافرمانی یا خشم جابهجاشده در موقعیتهای دیگر تخلیه کند.
این روانشناس با بیان اینکه در جریان تنبیه، رفتار درست و جایگزین آموزش داده نمیشود، افزود: ممکن است والد بگوید «اجازه نداری داد بزنی»، اما به کودک نمیگوید که در آن لحظه دقیقا باید چه رفتار جایگزینی را انجام دهد. افزون بر این، تنبیه ممکن است در بچهها ایجاد اضطراب کند که خود این اضطراب زمینهساز رفتارهای مخرب دیگری میشود.خود تنبیهکردن میتواند الگوی رفتاری منفی در بچهها ایجاد کند، چرا که کودک میآموزد هرکس زور بیشتری دارد و میتواند دیگران را تنبیه کند، برای حل تعارضهایش از قدرت استفاده کرده و با زور و تهدید به نتیجه میرسد که طبیعتا این موضوع باعث بدترشدن رفتار کودکان در درازمدت میشود.
وی درباره جایگزینهای مناسب برای تنبیه، گفت: بهجای تنبیه میتوان مرزگذاری دقیق و در نظرگرفتن پیامدهای منطقی را جایگزین کرد. همچنین اگر ضعف مهارتی در کودک وجود دارد، آموزش مهارتهایی مانند تنظیم هیجان، ارتباط موثر، حل تعارض و تقویت رفتارهای مثبت، جایگزینهای بسیار علمی و کارآمدتری برای مدیریت رفتار کودک هستند.