۰۶:۴۲

۱۴۰۵/۰۶/۱۸

سایت آماده خبری

۰۶:۴۲

۱۴۰۵/۰۶/۱۸

پایگاه خبری آوای پورسینا

ابعاد پنهان جنایت در پیرانشهر/پاسخ به برخی تناقضات در رسانه‌ها

به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،

نویسنده این گزارش سعی کرده روایت پدر را آن‌گونه که در مصاحبه عنوان شده به نگارش دربیاورد، اما اظهارات پدر این دختر جوان باید ازسوی مراجع قانونی نیز تایید شود. طبق گفته‌های پدر نیلوفر، مردی حدودا ۴۵ ساله به عنوان خواستگار با مادر نیلوفر تماس گرفته و ادعا کرده که عاشق نیلوفر شده و قصد دارد با او ازدواج کند، اما او یک شب نیلوفر را به بهانه‌ای بیرون کشانده و به مکانی نامعلوم برده و پس از چند روز درحالی که نیلوفر آثار شکنجه روی بدنش مشهود بوده و در عین حال دچار ضربه مغزی شده او را به بیمارستان رسانده و سپس فرار کرده است. پلیس بعد از شکایت خانواده مظنون را شناسایی و دستگیر کرده است. در همین راستا «محمد علی‌نژاد» رییس کل دادگستری آذربایجان‌غربی اعلام کرده: «در پی وقوع جنایت علیه مرحومه نیلوفر مجاوری موضوع در دستور کار دستگاه قضایی استان قرار می‌گیرد و دستورات لازم به دادستان‌ برای تعقیب موضوع صادر می‌شود. با ورود قاطع دادستان‌ و همکاری‌های موثر پلیس آگاهی، انجام کارهای دقیق اطلاعاتی، فنی پلیسی و قضایی و نیز همکاری دادستان شهرستان بانه متهم متواری حین خروج از مرز دستگیر و تحت قرار بازپرس رسیدگی‌کننده قرار می‌گیرد. متهم تحت قرار بازپرس رسیدگی‌کننده بازداشت می‌شود و رسیدگی با دقت و قاطعیت در جریان است و عاملان جنایت علیه خانم نیلوفر مجاوری وفق قانون مجازات خواهند شد.»

پرده اول: از آشنایی تا شکنجه

مجاوری، پدر نیلوفر در مورد نحوه آشنایی این مرد با نیلوفر به «اعتماد» می‌گوید: «نیلوفر متولد ۱۳۷۷ و بسیار مظلوم و ساده بود. چند وقت پیش نیلوفر به همراه مادرش به یک مراسم دعوت می‌شود. آنجا این مرد هم بوده و نیلوفر را دیده و شماره تلفن مادر نیلوفر و نیلوفر را از یکی از خانم‌های حاضر در مراسم گرفته است. بعد از چند روز با مادر نیلوفر تماس گرفته و گفته قصد دارد با نیلوفر ازدواج کند. مادر نیلوفر هم به این آقا گفته اختلاف سنی او و نیلوفر زیاد است. چند بار هم با نیلوفر صحبت کرده تا اینکه سوم شهریور ماه ساعت یک بامداد با نیلوفر تماس گرفته و نیلوفر را تهدید کرده و به بهانه‌ای او را از خانه بیرون کشانده است. آن شب او به همراه دو نفر دیگر نیلوفر را سوار ماشین کرده و به مکانی نامعلوم برده‌اند. این آقا صبح روز بعد با ما تماس می‌گیرد و می‌گوید نیلوفر را فراری داده و نیلوفر هم راضی است و می‌خواهند با هم زندگی کنند. نزدیک هفت، هشت روز نیلوفر پیش این مرد بوده و مورد شکنجه و آزار و اذیت قرار گرفته است. در این مدت نیلوفر یک بار با مادرش تماس می‌گیرد و می‌گوید غذا می‌خواهد، اما بار دیگر که زنگ می‌زند، می‌گوید همه ‌چیز خوب است و قرار شده این آقا مشغول به کار شود؛ ناگفته نماند که این آقا کنار نیلوفر بوده و او را مجبور کرده این حرف‌ها را بزند. این آقا یکی، دو بار هم با من تماس می‌گیرد و می‌گوید می‌خواهد به خواستگاری بیاید و صلح کند؛ در این منطقه رسم است اگر پسری، دختری را می‌خواهد و خانواده دختر رضایت نمی‌دهد دختر را ببرند و بعدا ریش‌سفیدان برای صلح پادرمیانی کنند و به خواستگاری دختر بیایند؛ عرف و سنت منطقه این است. ما هم روی همین حساب تا روزی که این آقا به ما وعده می‌دهد، صبر می‌کنیم، اما روز موعود تماس می‌گیرد و می‌گوید عمویش حالش بد شده و دو روز دیگر هم فرصت می‌خواهد. من هم به این آقا می‌گویم دیگر تحمل ندارم و از او شکایت می‌کنم، اما این آقا می‌گوید باید دو روز دیگر تحمل کنید و اگر ماجرا را به پلیس اطلاع دهید نیلوفر را خواهد کشت.»

 

پرده دوم: مرگ مغزی و اهدای اعضا

پدر نیلوفر در مورد روز حادثه می‌گوید: «یازدهم شهریور ماه این آقا، نیلوفر را از روستای پسوه که اطراف پیرانشهر است به یک درمانگاه می‌برد و آنجا عنوان می‌کند نیلوفر زنش است و در حال شستن فرش بوده که از پشت بام افتاده، اما پرستار درمانگاه به او گفته تمام بدن نیلوفر شکسته و چیزی که می‌گوید ربطی به پرت شدن از پشت بام ندارد. پرستار با اورژانس تماس می‌گیرد و نیلوفر را به بیمارستان پیرانشهر منتقل می‌کنند، اما این آقا به محض اینکه ماشین آمبولانس به ورودی پیرانشهر می‌رسد، می‌گوید مدارک نیلوفر را نیاورده و باید برگردد تا مدارک را بردارد. گوشی، انگشتر و گوشواره طلای نیلوفر را هم برمی‌دارد و از ماشین پیاده می‌شود و فرار می‌کند. ساعت ۱۱ شب با همسرم تماس می‌گیرد و می‌گوید تصادف کرده‌اند و نیلوفر را به بیمارستان رسانده است. ما وقتی به بیمارستان رفتیم متوجه شدیم او جنازه نیلوفر را تحویل بیمارستان داده و نیلوفر دچار مرگ مغزی شده؛ به ما گفته‌اند مرگ مغزی بر اثر ضربه شدید به جمجمه، به گردن و افتادن از ارتفاع رخ داده است. این آقا وقتی به سر نیلوفر ضربه وارد کرده خواسته صحنه‌سازی کند که نیلوفر از ماشین یا جایی پرت شده و ضربه مغزی بر اثر پرت شدن اتفاق افتاده است. بعد از این صحنه‌سازی جنازه را با آن وضع وحشتناک تحویل ما می‌دهند و ما تصمیم می‌گیریم کلیه و کبد نیلوفر را اهدا کنیم. ما ظهر روز چهاردهم شهریور ماه جنازه را تحویل گرفتیم و مراسم دفن را انجام دادیم. این آقا در این مدت بدن نیلوفر را با سیگار سوزانده و او را شکنجه کرده، اما نمی‌دانیم تجاوز صورت گرفته یا نه؛ منتظر نتیجه پزشکی قانونی هستیم.»

 

پرده آخر: سوابق فرد مظنون و شناسایی او توسط کولبران

پدر نیلوفر مجاوری در مورد ازدواج قبلی متهم و سوابق او می‌گوید: «این آقا در کار قاچاق موادمخدر هم بوده و مدتی در اقلیم کردستان زندگی کرده و زن داشته، اما می‌گویند زنش را کشته و سپس صحنه‌سازی کرده که از قتل تبرئه شود. این‌طور که می‌گویند این آقا از سال ۱۳۹۱ که زنش را می‌کشد ظاهرا زندانی می‌شود، اما چون این اتفاق در عراق افتاده به آنجا رفته و گفته زنش بر اثر تصادف فوت شده؛ یعنی دفعه قبل هم صحنه‌سازی کرده و همین مدارک را به ایران آورده و از زندان ارومیه آزاد شده است. مجدد به عراق برمی‌گردد و خرداد ماه امسال با کوله‌باری از جنایت و خیانت به ایران بازمی‌گردد و مثل بختک به جان خانواده ما می‌افتد. ما بعد از این اتفاق ماجرا را به پلیس اطلاع دادیم و خبر را رسانه‌ای کردیم. ماموران هم با اقلیم کردستان هماهنگ شدند و عکس این فرد را دراختیار آنها قرار دادند تا اینکه متهم جمعه شب در یکی از روستاهای مرزی در شهرستان بانه درحالی که مخفی شده بود، شناسایی می‌شود. یک‌سری کولبران که در آن ناحیه بوده‌اند این فرد را شناسایی می‌کنند و به پلیس اطلاع می‌دهند که فلانی در فلان روستا در فلان خانه مخفی شده است. ماموران هم با بررسی‌های بیشتر متوجه می‌شوند این همان فرد مظنون است و با شگردی خاص او را دستگیر می‌کنند. قرار شده این آقا را به شهرستان پیرانشهر منتقل کنند و اینجا از او اعتراف بگیرند که آیا این فرد عامل اصلی بوده یا افراد دیگری در این اتفاق دست داشته‌اند. فعلا تا این فرد اعتراف دقیق نکند چیزی مشخص نمی‌شود.»

بیشتر بخوانید: دایی دختر پیرانشهری که به طرز فجیعی شکنجه شده و به قتل رسیده بود، زوایای جدیدی از این جنایت هولناک را برملا کرد.

 

تصویر خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد
خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو