۲۳:۱۰

۱۴۰۵/۰۶/۱۵

سایت آماده خبری

۲۳:۱۰

۱۴۰۵/۰۶/۱۵

پایگاه خبری آوای پورسینا

مادر و ناموس را از این دعوای فوتبالی بیرون بکشید!

به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،

فوتبال دعوا دارد، کری دارد، عصبانیت دارد و حتی گاهی فریاد و درگیری هم دارد اما یک جایی باید ایستاد. یک خط قرمزی هست که اگر از آن عبور کنیم، دیگر اسمش غیرت نیست، تعصب نیست، مردانگی نیست. اسمش سقوط اخلاق است. فایل صوتی منتسب به خداداد عزیزی بعد از بازی تراکتور و گل‌گهر یک تصویر تلخ از جایی است که فوتبال ایران امروز ایستاده. جایی که یک جمله ساده مثل «برو بابا» می‌تواند جرقه یک انفجار لفظی شود و پاسخ آن ادبیاتی باشد که شأن هیچ زمین فوتبال و هیچ جمع انسانی را ندارد. اینجا دیگر بحث این نیست که چه کسی اول بی‌احترامی کرده، بحث این است که چه کسی قرار است آخرین نفرِ مدافع اخلاق باشد؟ 

 

این فحاشی ها دیگر در محدوده کری و کل‌کل فوتبالی نمی‌گنجد. مسئله فقط چند کلمه رکیک نیست. مسئله این است که چطور در فوتبال ایران زبان به این آسانی از زمین مسابقه عبور می‌کند، وارد حریم خانواده می‌شود و مادر و ناموس آدم‌ها را تبدیل به ابزار تحقیر می‌کند! چطور به مادر و ناموس یکدیگر این‌قدر راحت توهین می‌کنیم و بعد اسمش را می‌گذاریم جو فوتبال؟ 

 

خداداد عزیزی بهتر از هر کسی می‌داند فوتبال با آدم‌ها چه کرده است. او از همان نسل بازیکنانی هستی که با ساق پا برای خودشان اعتبار ساختند. او در همین فوتبال بزرگ شده، فوتبالی که در آن پدر زحمتکش روستایی و کشاورزش، برایش تصویری از سختی، کار و آبرو به جا گذاشته. اما آن پدر دیگر نیست که ببیند پسرش با این سن و سال، در جمع آدم‌های فوتبال چنین ادبیاتی را خرج یک بازیکن دیگر می‌کند. خداداد اقلا از فرزند خودت خجالت بکش! از نوجوانی که فوتبال را با تصویر تو می‌شناسد! از پدر و مادر آن بچه‌ای که فردا به خاطر یک کری فوتبالی همان کلمات را تکرار خواهد کرد! اصلاً توهم اینکه «من خداداد عزیزی‌ام و حق دارم» را چه کسی به تو داده است؟

 

ایضا تمام این سوالات و تشرها متوجه امید عالیشاه است. بازیکن با تجربه ای که سالها بازوبند کاپیتانی پرسپولیس را بر بازو بسته و حالا هم برای بسیاری از نوجوانان و جوانان این مملکت مثلا نماد تعصب و وفاداری است. ولی در کنترل خشم و زبان خود، از ادب و نزاکت شش بر صفر عقب است. 

 

فاجعه در این فوتبال اما دقیقاً از جایی شروع می‌شود که فحش دیگر زشت تلقی نمی‌شود. وقتی فحش تبدیل به سند شجاعت می‌شود. وقتی کسی با افتخار ناسزا می‌گوید و بخشی از هواداران برایش دست می‌زنند، وقتی توهین به خانواده رقیب نشانه مرد بودن تعبیر می‌شود، وقتی هرکس صدایش بلندتر و کلماتش رکیک‌تر باشد، بیشتر تحسین می‌شود. این دیگر فوتبال نیست. مسابقه‌ای است برای اینکه ببینیم چه کسی می‌تواند زودتر حرمت‌ها را لگدمال کند. بدتر اینکه این فرهنگ دارد از سکو به رختکن، از رختکن به رسانه و از رسانه به خانه‌ها می‌رود. نوجوانی که امروز چنین ادبیاتی را از چهره‌های محبوبش می‌شنود، فردا تصور می‌کند برای اثبات غیرت باید به مادر و خانواده طرف مقابل حمله کند. این همان لحظه‌ای است که یک فحش تبدیل به مسئله اجتماعی می‌شود. 

 

اساساً چه کسی این مشروعیت را صادر کرده که یک آدم به بهانه فوتبال حرمت آدم دیگری را بشکند؟ فوتبال قرار بود آدم‌ها را کنار هم بنشاند نه اینکه مادران و خانواده‌ها را وسط جنگی بیاورد که هیچ نقشی در آن ندارند. هیچ مادری نباید تاوان یک مسابقه فوتبال را بدهد. هیچ زنی نباید قربانی کری‌خوانی دو مرد! شود. و هیچ خانواده‌ای نباید سیبل خشم کسی باشد که از نتیجه یک بازی، از رفتار یک بازیکن یا از یک جمله عصبانی شده است. 

 

و شاید بد نباشد این یادداشت را نه با بازیکن، نه با مربی، نه با مدیر و نه با هوادار تمام کنیم. بهتر است با مادران ایران تمام کنیم. با همه مادرانی که سال‌ها بچه‌هایشان را با یک جمله ساده بزرگ کردند: «ادب داشته باش» مادرانی که شاید هیچ‌وقت پا به ورزشگاه نگذاشته باشند اما حالا نام و حرمت‌شان در دعواهای فوتبالی خرج می‌شود. مادرانی که هیچ سهمی در این جنگ ندارند و با این حال، زشت‌ترین کلمات نصیب‌شان می‌شود. 

 

از همه مادران این سرزمین عذر می‌خواهیم بابت اینکه فوتبال گاهی حرمت نام شما را خرج خشم و کری‌خوانی خودش می‌کند. اگر قرار است چیزی از فوتبال باقی بماند، کاش دست‌کم این یک چیز را نگه داریم: هرچقدر هم بازی جدی باشد، هرچقدر هم از رقیب عصبانی باشیم، مادر خط قرمز است؛ ناموس خط قرمز است. خانواده خط قرمز است و جامعه‌ای که این خط را هم پاک کند، دیگر فقط یک بازی را نباخته، چیزی بسیار بزرگ‌تر را از دست داده است.

تصویر خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد
خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو