۰۰:۰۵

۱۴۰۵/۰۶/۰۷

سایت آماده خبری

۰۰:۰۵

۱۴۰۵/۰۶/۰۷

پایگاه خبری آوای پورسینا

علی کریمی؛ از لگد به ساک پزشکی تا دعوا با دایی و رضا پهلوی/ تاریخچه قهرهای تمام‌نشدنی جادوگر همیشه عصبانی

به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،

طی دو سه روز گذشته، دعوای علی کریمی، بازیکن سابق تیم ملی فوتبال ایران، با طرفداران رضا پهلوی و گروه سلطنت‌طلبان به‌شدت بالا گرفت و در نهایت، ساعاتی پیش علی کریمی که دست‌کم در رسانه‌ها و فضای مجازی یک سلطنت‌طلب به حساب می‌آید، اعلام کرد: «از این لحظه به بعد از هیچ شخص یا حزب سیاسی حمایت نمی‌کنم.»

وقتی دوران فوتبال و سپس زندگی کریمی در زمان مربیگری و حتی باشگاه‌داری را نگاه می‌کنیم، این وضعیت قابل درک می‌شود. در واقع، این همان چیزی است که فارغ از مسائل سیاسی و دلیل دعوای کریمی با سلطنت‌طلبان، انتظار می‌رفت روزی بالاخره رقم بخورد. وقتی به سال‌های گذشته نگاه می‌کنیم، کمتر کسی را پیدا می‌کنیم که علی کریمی مدتی به او نزدیک بوده باشد و این نزدیکی به درگیری و قهر ختم نشود.

لگد به ساک دکتر تیم در جام جهانی

یکی از آیکونیک‌ترین تصاویر باقی‌مانده از دوران فوتبال علی کریمی، لحظه‌ای در جام جهانی ۲۰۰۶ است که برانکو ایوانکوویچ او را در بازی مقابل تیم ملی پرتغال تعویض کرد و کریمی، هنگامی که از زمین بازی خارج شد، با لگد به وسایل پزشک تیم ضربه زد و در قاب دوربین عکاسان ماندگار شد.

برای کسانی که آن زمان فوتبال را مو به مو دنبال کرده بودند، این اتفاق شگفت‌انگیز نبود؛ چراکه می‌دانستند کریمی پیش از این با بسیاری از مربیان در فوتبال داخلی به مشکل خورده بود.

شورشگری علی کریمی البته خیلی قبل‌تر از این‌ها مشخص شده بود؛ وقتی در سال ۷۷ و اوایل دوران حضورش در تیم ملی، در بازی مقابل ویتنام با مشت داور ژاپنی را نقش بر زمین کرد و یک سال محروم شد. وقتی که برگشت، هیچ تغییری نکرده بود. او پدیده فوتبال ایران بود که غیرقابل‌کنترل به نظر می‌رسید.

بین سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۶، علی کریمی چند جنجال بزرگ را پشت سر گذاشته بود؛ درگیری با علی دایی که جرقه‌اش از یک مسابقه جام رمضان زده شده بود و همین‌طور به مشکل خوردن با امیر عابدینی، مدیرعامل پرسپولیس. تازه به این فهرست، قهر او از تیم ملی به دلیل دلخوری از محمد دادکان، پیش از بازی‌های آسیایی بوسان ۲۰۰۲، را هم می‌شود اضافه کرد.

در ایام مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۶، به نظر می‌رسید برانکو کسی است که می‌تواند با کریمی بسازد، اما آن لگد معروف در بازی مقابل پرتغال نشان داد از دست پروفسور هم کاری ساخته نیست.

کی‌روش، قطبی، دوباره دایی و حتی فلیکس ماگات

یک بار در جمعی، یکی از مربیان قدیمی فوتبال ایران تعریف می‌کرد که باورش نمی‌شود علی کریمی با همه به مشکل بخورد! سؤال این بود: مگر می‌شود یک بازیکن با همه درگیر شود؟ پاسخ: بله؛ اگر طرف علی کریمی باشد.

زمانی که اتفاقات جام جهانی ۲۰۰۶ به فراموشی سپرده شد و تیم با علی دایی وارد مسابقات انتخابی جام جهانی ۲۰۱۰ شد، دوباره داستان علی کریمی داغ شد. او که با علی دایی و علی کفاشیان، رئیس وقت فدراسیون، مشکل داشت، بالاخره بعد از کش‌وقوس‌های فراوان جایی در ترکیب تیم ملی پیدا نکرد و وقتی هم یک بار دعوت شد، خودش حاضر نشد به تیم ملی برود.

زمانی که افشین قطبی سرمربی تیم ملی شد، علی کریمی به جمع یوزها برگشت، اما خیلی زود مشخص شد آب جادوگر با مربی مبادی آدابی نظیر قطبی هم در یک جوی نمی‌رود. شاهدان می‌گویند در تمرینات پیش از جام ملت‌های ۲۰۱۱، کریمی با جملاتش در تمرین اشک افشین قطبی را درآورد و در نهایت هم از تیم ملی رفت.

در سال ۱۳۹۳، کریمی که از فوتبال خداحافظی کرده بود، دستیار کارلوس کی‌روش شد که می‌خواست تیم را عازم جام ملت‌های استرالیا کند. سرنوشت از اول مشخص بود: پای پرواز تیم ملی به استرالیا، کریمی از تیم ملی قهر کرد و تبدیل به منتقد درجه‌یک مستر سی‌کیو شد. خیلی‌ها می‌گویند دعوا بر سر خط خوردن پرسپولیسی‌ها و دوقطبی برانکو ـ کی‌روش بود. برخی هم می‌گویند جواد نکونام مسئله دعوای کریمی و کی‌روش بود.

همه این‌ها را وقتی می‌گذاریم کنار سوابق علی کریمی که در آن رگه‌هایی از اختلاف‌نظر با فلیکس ماگات، زمانی که کریمی در بایرن بازی می‌کرد، هم دیده می‌شود، سؤال آن مربی قدیمی فوتبال رنگ دیگری به خود می‌گیرد: چطور ممکن است تو با همه، حتی فلیکس ماگات، هم به مشکل بخوری؟

البته ناگفته نماند رابطه کریمی و ماگات یکی از مثبت‌ترین روابط کریمی در حوزه فوتبال بود. با این حال، حتی در این رابطه مثبت هم ماگات از اینکه کریمی در یادگیری زبان آلمانی تنبلی می‌کند یا در زمین راه می‌رود، شاکی شده بود و این مسئله به کریمی برخورده بود!

از فوتبال به سیاست با همان دست‌فرمان

علی کریمی زمانی که تصمیم گرفت سرمربی و سپس مدیرعامل شود هم با جنجال و درگیری کارش را ادامه داد. درگیری او با عادل فردوسی‌پور و پرت کردن لوگوی میکروفون این برنامه، دعوا با مهدی تاج و محمدرضا ساکت و همین‌طور درگیری بر سر مالکیت باشگاه سپیدرود با مقامات استان گیلان و شهر رشت، بخشی از حواشی او بود.

کریمی در زمان اعتراضات سال ۱۴۰۱، وقتی از ایران خارج شد، خط‌مشی مشخص سیاسی نداشت و بیشتر روی مخالفت با جمهوری اسلامی متمرکز بود. بعدها او به طیف‌های گوناگون اپوزیسیون دور و نزدیک شد تا اینکه بالاخره زیر چتر سلطنت‌طلبان قرار گرفت.

او در این مسیر، مانند دوران فوتبالش، درگیری‌های زیادی را تجربه کرد؛ از حمله به گلشیفته فراهانی بابت اینکه گفته بود حمله خارجی کمکی به کشورها نمی‌کند تا چهره‌های دیگر اپوزیسیون، نظیر طیف جمهوری‌خواه و گروه‌های کرد. در ادامه، بی‌احترامی کریمی به مقدسات اسلام، او را از طیف مذهبی و سنتی در ایران که برخی از آن‌ها حتی جزو مخالفان سیاسی فعلی در ایران هستند نیز دور کرد.

و در نهایت، آنچه درباره رابطه علی کریمی با رضا پهلوی و جریان سلطنت‌طلب و رادیکالیسم خشونت‌بارش انتظار می‌رفت، رقم خورد. آخرین جنجال علی کریمی باعث می‌شود او را مورد این سؤال قرار داد: مگر می‌شود تو با همه تفکرات مختلف، از موافق تام تا مخالف مسلح، به مشکل بخوری؟ و اگر چنین است، پس دقیقاً دنبال چه هستی؟

همین مسئله باعث شده همان‌طور که کریمی در فوتبال صرفاً به نبوغ ذاتی‌اش شناخته می‌شد و هیچ‌کس روی او برای مدیریت و راهبری حساب نمی‌کرد، در مسائل سیاسی هم دیگر جدی گرفته نشود. او حالا تنها یک فرد معترض به همه‌چیز یا همان آنارشیست سطحی به نظر می‌رسد که راهش را گم کرده است.

همه قهرهای علی کریمی یک طرف، این قهر یک طرف

اما همه قهرهای علی کریمی را نمی‌توان در یک سطح دید. 

ممکن است بخشی از شخصیت علی کریمی این باشد که با کمتر کسی برای مدتی طولانی آبش در یک جوی برود؛ اما این بار دیگر صحبت از مشت زدن به داور یا لگد زدن به یک ساک ورزشی نیست. وقتی یک چهره ورزشی با میلیون‌ها مخاطب وارد سیاست می‌شود، فراخوان می‌دهد، موضع سیاسی می‌گیرد و بخشی از جامعه ــ به‌ویژه جوانانی که الزاماً دانش یا تجربه سیاسی بیشتری از خود او ندارند ــ تصمیم‌ها و جهت‌گیری‌هایشان را با مواضع او تنظیم می‌کنند، مسئولیتش دیگر صرفاً شخصی نیست.

علی کریمی در اعتراضات دی‌ماه و سپس در فضای جنگ، از جایگاه یک ورزشکار ناراضی یا حتی یک چهره عادی اپوزیسیون فراتر رفت. ادبیات او در مقاطعی آشکارا به سمت تشویق به خشونت، آتش زدن و برخورد فیزیکی رفت؛ مواضعی که اگر از سوی هر فعال سیاسی دیگری مطرح می‌شد، می‌توانست به‌عنوان ادبیات خشونت‌طلبانه و تحریک‌آمیز مورد انتقاد جدی قرار گیرد. تفاوت مهم این بود که کریمی این مواضع را در دوره‌ای بیان می‌کرد که عملاً در اردوگاه سلطنت‌طلبان و در حمایت از رضا پهلوی تعریف می‌شد.

همین مسئله امروز مسئولیت جریان سلطنت‌طلب را نیز سنگین‌تر می‌کند. جریانی که در سال‌های گذشته تلاش کرده تقریباً هر چهره مشهور مخالف جمهوری اسلامی را به سرمایه سیاسی خود تبدیل کند، نمی‌تواند هنگام بهره‌برداری از محبوبیت و نفوذ چنین افرادی آنان را صدای مردم بنامد و زمانی که کارنامه‌ای از مواضع رادیکال و خشونت‌آمیز باقی می‌ماند، ناگهان همه‌چیز را به تصمیم شخصی همان فرد تقلیل دهد.

حتی خود رضا پهلوی هم مسئولیت خشونت هایی که خودش شخصا برای آن فراخوان داده بود را نمیپذیرد و سعی می کند از زیر بار آن شانه خالی کند. اما درباره علی کریمی تا مدت‌ها بدون ابای چندانی از ادبیاتی استفاده می‌کرد که خشونت را نه فقط توصیف، بلکه در مواردی تشویق می‌کرد.

به همین دلیل، قهر امروز علی کریمی با رضا پهلوی فقط فصل تازه‌ای از «قهرهای جادوگر» نیست. کریمی نمی‌تواند همه آنچه را در قامت یک کنشگر سیاسی گفته و انجام داده، با یک استوری «از این لحظه از هیچ‌کس حمایت نمی‌کنم» پشت سر بگذارد.

این‌جا دیگر مسئله فقط ضعف اخلاقی علی کریمی نیست؛ مسئله مسئولیت یک چهره مشهور در قبال مخاطبانی است که سیاست را از صفحه اینستاگرام قهرمان دوران کودکی‌شان دنبال کرده‌اند.

تصویر خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد
خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو