۲۱:۳۰

۱۴۰۵/۰۶/۰۴

سایت آماده خبری

۲۱:۳۰

۱۴۰۵/۰۶/۰۴

پایگاه خبری آوای پورسینا

مساله اصلی این است که نمی‌دانیم «پایان بازی» کجاست!/ پرونده ایران می تواند به جنگ اقتصادی واشنگتن و پکن گره بخورد

به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،

وزارت خزانه‌داری آمریکا روز دوشنبه ۲۴ اوت ۲۰۲۶ (۲ شهریور ۱۴۰۵) از آغاز کارزاری با عنوان «Operation Economic Outcast» خبر داد؛ کارزاری که به گفته واشنگتن، قرار است شبکه‌های مالی، تجاری و لجستیکی مرتبط با ایران را در کشورهای مختلف هدف قرار دهد.

دفتر کنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه‌داری آمریکا، موسوم به اوفک، در نخستین مرحله این عملیات اعلام کرد نزدیک به ۶۰ فرد، شرکت و کشتی در چند حوزه قضایی تحریم شده‌اند. این افراد و مجموعه‌ها به ادعای آمریکا در شبکه‌های مرتبط با درآمدهای نفتی ایران، دور زدن تحریم‌ها، تأمین فناوری‌های حساس هسته‌ای و موشکی و فعالیت‌های سایبری نقش داشته‌اند.

همزمان، واشنگتن اعلام کرده است دامنه ریسک تحریم‌های ثانویه را به پنج حوزه گسترش می‌دهد. 

حساس‌ترین بخش این اقدام همچنان چین است؛ کشوری که یکی از مهم‌ترین خریداران نفت ایران به شمار می‌رود و بخش قابل توجهی از شبکه انتقال نفت ایران به بازارهای آسیایی از مسیر شرکت‌ها، واسطه‌ها و کشتی‌های مرتبط با چین یا هنگ‌کنگ انجام می‌شود. 

فریدون مجلسی، دیپلمات پیشین و تحلیلگر مسائل بین‌الملل، در گفت‌وگو با فرارو، معتقد است مسئله اصلی تحریم‌های آمریکا صرفاً میزان فشار اقتصادی نیست، بلکه نبود یک «نقشه راه» برای رسیدن به نقطه پایان است.

او می‌گوید آمریکا می‌تواند هزینه تجارت با ایران را افزایش دهد، اما نمی‌تواند به‌سادگی ارتباط ایران با جهان را قطع کند و اگر فشارها به جایی برسد که تهران احساس کند مذاکره چیزی جز پذیرش یک فهرست از پیش تعیین‌شده نیست، ممکن است نتیجه معکوس حاصل شود.

از نگاه مجلسی، متغیر تعیین‌کننده در مرحله بعد چین است؛ جایی که فشار بر ایران می‌تواند به بخشی از رقابت بسیار بزرگ‌تر آمریکا و چین تبدیل شود.

آمریکا این بار سراغ «شبکه تنفس» اقتصاد ایران رفته است

فریدون مجلسی  ضمن اشاره به تحریم‌های آمریکا، گفت: «در سیاست خارجی، تحریم زمانی می‌تواند ابزار باشد که در کنار آن، تصویری روشن از مقصد نیز وجود داشته باشد. یعنی طرفی که تحریم می‌کند بداند در برابر چه تغییر رفتاری حاضر است فشار را کاهش دهد و طرفی که تحریم می‌شود نیز بتواند تشخیص دهد هزینه‌ای که می‌پردازد، در نهایت چه دستاوردی برای او خواهد داشت.»

مجلسی ادامه داد: «مشکل روابط ایران و آمریکا در سال‌های اخیر، بیش از آنکه صرفاً در شدت خصومت باشد، در همین فقدان نقشه راه نهفته است. فشار وجود دارد، تهدید وجود دارد و تحریم نیز هر ماه فهرست تازه‌ای پیدا می‌کند، اما هنوز روشن نیست نقطه‌ای که دو طرف بتوانند در آن از سیاست تقابل به سیاست معامله برسند، کجاست.»

وی افزود: «هدف اصلی، شبکه‌ای است که اقتصاد ایران در سال‌های تحریم برای حفظ ارتباط خود با جهان ایجاد کرده است؛ شبکه‌ای از واسطه‌ها، شرکت‌های کشتیرانی، سازوکارهای مالی غیررسمی، واسطه‌های تجاری و مسیرهایی که در فاصله میان تحریم رسمی و تجارت واقعی شکل گرفته‌اند.»

این دیپلمات پیشین تأکید کرد: «تحریم زمانی که فقط علیه ایران اعمال شود، مسئله‌ای میان تهران و واشنگتن است؛ اما هنگامی که هزینه همکاری با ایران به شرکت‌ها، بانک‌ها و دولت‌های دیگر منتقل شود، تحریم به یک ابزار تنظیم روابط بین‌المللی تبدیل می‌شود. آمریکا در واقع از قدرت اقتصاد و نظام مالی خود استفاده می‌کند تا به دیگران بگوید انتخاب میان همکاری با ایران و دسترسی آسان به بازار آمریکا، انتخابی صرفاً تجاری نیست، بلکه انتخابی سیاسی است.»

اقتصاد تحریمی بازگشت ارز را دشوار می‌کند

دیپلمات باسابقه ایرانی، با اشاره به سوابق تحریم علیه ایران، گفت: «آمریکا می‌تواند هزینه تجارت با ایران را افزایش دهد، اما نمی‌تواند به‌سادگی حکم کند که هیچ‌کس با ایران تجارت نکند. در این میان، چین مهم‌ترین متغیر است.»

مجلسی گفت: «اگر سیاست فشار اقتصادی آمریکا قرار باشد واقعاً ایران را در تنگنا قرار دهد، ناگزیر باید به نحوی بر روابط اقتصادی تهران و پکن اثر بگذارد. گسترش تحریم به سطحی که مستقیماً منافع بانک‌ها و شرکت‌های بزرگ چینی را تهدید کند، می‌تواند پرونده ایران را به بخشی از رقابت بسیار بزرگ‌تر آمریکا و چین تبدیل کند.»

او ادامه داد: «به همین دلیل، واشنگتن تاکنون ترجیح داده است فشار را به‌صورت مرحله‌ای افزایش دهد: ابتدا شبکه، سپس واسطه و بعد، در صورت لزوم، حلقه‌های نزدیک‌تر به مرکز.»

وی افزود: «اقتصاد تحریمی، اقتصادی نیست که در آن فعالیت ناممکن باشد؛ اقتصادی است که در آن هر فعالیتی گران‌تر، پیچیده‌تر و غیرشفاف‌تر می‌شود. بنابراین، تحریم لزوماً با بستن کامل صادرات نفت عمل نمی‌کند. گاهی کافی است درآمد حاصل از صادرات کاهش یابد، بازگشت ارز دشوارتر شود و نااطمینانی افزایش پیدا کند. اقتصادی که از پیش با تورم، کسری بودجه و ضعف سرمایه‌گذاری روبه‌روست، نسبت به چنین فشاری حساس‌تر است.»

ترامپ می‌خواهد ایران را پای میز بیاورد؛ اما فشار بیش از حد می‌تواند نتیجه معکوس بدهد

این تحلیلگر سیاست خارجی، با اشاره به احتمالات پیش‌رو، گفت: «تجربه روابط بین‌الملل نشان داده که فشار خارجی می‌تواند دو نتیجه کاملاً متفاوت داشته باشد: گاهی طرف مقابل را به مذاکره نزدیک می‌کند و گاهی او را به این نتیجه می‌رساند که چیزی برای از دست دادن ندارد.»

او ادامه داد: «ترامپ می‌خواهد با افزایش هزینه، قدرت چانه‌زنی ایران را کاهش دهد؛ اما اگر فشار به اندازه‌ای افزایش یابد که تهران احساس کند مذاکره چیزی جز پذیرش یک فهرست از پیش تعیین‌شده نیست، انگیزه ورود به معامله نیز کاهش پیدا می‌کند. مذاکره زمانی شکل می‌گیرد که هر دو طرف احساس کنند چیزی برای به دست آوردن دارند. هیچ کشوری صرفاً برای ثبت شکست خود پای میز مذاکره نمی‌نشیند.»

وی افزود: «از این منظر، مسئله امروز ایران و آمریکا نه صرفاً تحریم است و نه حتی صرفاً اختلاف بر سر پرونده هسته‌ای. مسئله اصلی، فقدان یک تعریف مشترک از «پایان بازی» است.»

مجلسی گفت: «آمریکا هنوز به‌روشنی نشان نداده است که پس از رسیدن ایران به چه نقطه‌ای حاضر است سیاست فشار را تغییر دهد و ایران نیز هنوز مشخص نکرده است در برابر چه تضمین و امتیازی حاضر است از بخشی از مواضع خود عقب‌نشینی کند. تا زمانی که این دو پاسخ روشن نباشد، هر تحریم تازه فقط یک مرحله جدید از همان بازی قدیمی خواهد بود.»

 

تصویر خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد
خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو