به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،
محبوبه که به خاطر عشق شدیدش به رحیم نجار و انتخاب پسری که خانوادهاش او را بیاصلونسب میدانند، مقابل خانواده قرار گرفته و حتی در خانه حبس میشود، همچنان تلاش میکند مسیر رسیدن به رحیم را ادامه دهد. در این میان، منصور؛ پسرعموی عاشق او، کسی است که بارها تلاش میکند همراه و پشتیبان محبوبه باشد.
اما محبوبه به جای دیدن ویژگیهای مثبت منصور، او را پس میزند و حتی لقب «عزرائیل» را برایش انتخاب میکند؛ لقبی که بیشتر از آنکه درباره شخصیت واقعی منصور باشد، نشاندهنده نگاه احساسی و تصمیمهای عجولانه محبوبه در آن مقطع است.
منصور پسری با ریشه خانوادگی، تحصیلکرده، متین و دارای شخصیت قابل اتکاست. او برخلاف رحیم، عشق را فقط در هیجان و احساس لحظهای نمیبیند؛ بلکه مفهوم احترام، مسئولیت و همراهی را درک میکند.
شاید همین تضاد میان رحیم و منصور یکی از مهمترین نکات داستان باشد؛ جایی که محبوبه جذب عشقی پرخطر میشود و شخصیتی را نادیده میگیرد که میتوانست برای او امنیت، آرامش و آیندهای متفاوت بسازد.
خلاصه داستان بامداد خمار
فصل دوم سریال «بامداد خمار» آغاز شده و این عاشقانه پرکشش بار دیگر مخاطبان را با سرنوشت شخصیتهایش همراه کرده است. داستان در دو خط زمانی موازی روایت میشود؛ یکی در اواخر دوره قاجار و آغاز پهلوی و دیگری در دهه ۱۳۶۰، همزمان با سالهای جنگ ایران و عراق.
محور اصلی روایت، عشقی ممنوع و طبقاتی میان دختری از خانوادهای اشرافی و جوانی از طبقه فرودست است؛ عشقی که در هر دو دوره تاریخی با موانع اجتماعی، تعصبات طبقاتی و ساختار مردسالارانه روبهرو میشود. در خط داستانی گذشته، عشق تلخ عمه راوی به جوانی از طبقه پایین با شکستی دردناک پایان یافته و در زمان حال نیز دختر جوان خانواده قدم در همان مسیر گذاشته است.
حالا با آغاز فصل دوم، داستان وارد مرحلهای حساستر شده است. محبوبه همچنان چشمانتظار رحیم است و تصمیمهای او، در کنار ازخودگذشتگی منصور و اتفاقات پیشرو، سرنوشت این عاشقانه را پیچیدهتر از همیشه کرده است. حالا همه منتظرند ببینند این عشق پرماجرا در نهایت به وصال میرسد یا بار دیگر تقدیر و اختلافهای طبقاتی، عاشقان «بامداد خمار» را از هم جدا خواهد کرد.