به گزارش خبرفوری، انتقال دانیال ایری به پرسپولیس با رقمی که در گزارشهای رسانهای از حدود ۸۰۰ میلیارد تا بیش از هزار میلیارد تومان برآورد شده، از همین جنس است؛ عددی چنان بزرگ که از چهارچوب معمول نقلوانتقالات فوتبال عبور میکند و مستقیما وارد بحث عدالت، اولویت و اعتماد عمومی میشود.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، قرارداد پنجساله ایری با پرسپولیس شامل دستمزد پایهای حدود ۶۹۷ میلیارد تومان است؛ رقمی که با احتساب آپشنها به حدود ۸۳۶ میلیارد تومان میرسد. اگر مبلغ رضایتنامه نیز به آن اضافه شود، هزینه نهایی این انتقال از مرز یک هزار میلیارد تومان عبور میکند. این اعداد، حتی اگر در قالب قرارداد حرفهای فوتبال توجیه شوند، در فضای عمومی امروز ایران با پرسشی ساده اما سنگین مواجهاند: در جامعهای که از مردم خواسته میشود صبر و تابآوری داشته باشند، و همین امروز مجری تلویزیون آنها را به خوردن نان خشک دعوت میکند چگونه میتوان هزینهای چنین سنگین برای یک بازیکن فوتبال را توضیح داد؟
از سرگرمی ملی تا نماد شکاف طبقاتی
فوتبال در ایران همواره فراتر از یک ورزش بوده؛ بخشی از هویت جمعی، شادی عمومی و حتی تخلیه روانی جامعه بوده است. اما همین فوتبال وقتی با رقمهای نجومی و ساختارهای غیرشفاف گره میخورد، از جایگاه سرگرمی ملی فاصله میگیرد و به آیینهای از نابرابری تبدیل میشود. برای خانوادهای که هر ماه میان اجاره خانه، شهریه مدرسه، دارو و هزینه خوراک دست به انتخاب میزند، شنیدن رقم ۸۰۰ میلیارد تومان برای جذب یک بازیکن، بیشتر از آنکه هیجان ورزشی ایجاد کند، حس بیعدالتی میآورد.
بیشتر بخوانید:
گوشت قسطی تفاخری ندارد که روی بیلبورد وعده داده شود
آیا مخالفت با عملکرد تیم ملی به معنای وطنفروشی است؟ | چقدر تیم ملی را میتوان جای «ایران» گذاشت؟
آیا رفتار داریوش فرضیایی در خاکسپاری مادرش طبیعی بود؟ | سندروم بند ناف چیست و چرا جامعه ایرانی همچنان گرفتار رابطه مادر و فرزند است؟
مسئله این نیست که بازیکن حرفهای نباید دستمزد بالا بگیرد یا باشگاهها نباید برای تقویت تیم خود هزینه کنند. فوتبال حرفهای در جهان با گردش مالی بزرگ اداره میشود و بازیکنان ممتاز در بازار رقابتی قیمتگذاری میشوند. مسئله اما اینجاست که در ایران، مرز میان فوتبال حرفهای، منابع عمومی، شرکتهای وابسته، بدهیهای انباشته و مدیریت غیرشفاف همواره مبهم بوده است. وقتی شفاف نیست پول از کجا آمده، چگونه هزینه شده و چه نهادی پاسخگوی آن است، هر قرارداد نجومی به بحران اعتماد دامن میزند.
بازار داغ خریدهای نجومی
قرارداد دانیال ایری تنها نمونه این روند نیست. در سالهای اخیر، فوتبال باشگاهی ایران بارها شاهد خریدهای سنگین و قراردادهای پرحاشیه بوده است؛ از رقابت استقلال و پرسپولیس برای جذب ستارههای داخلی گرفته تا هزینههای هنگفت سپاهان و تراکتور برای بستن تیمهایی مدعی قهرمانی. نامهایی که با قراردادهای چند ده و چند صد میلیاردی مطرح شدهاند، کم نیستند؛ بازیکنانی که گاه با چند فصل درخشش یا صرفا به دلیل کمبود گزینه در بازار داخلی، به قیمتهایی فراتر از منطق فنی رسیدهاند.
این روند نشان میدهد مشکل فقط یک باشگاه نیست. بازار نقلوانتقالات ایران گرفتار تورم ساختاری شده است؛ تورمی که در آن باشگاهها برای عقب نماندن از رقیب، سقفها را یکی پس از دیگری میشکنند. نتیجه، شکلگیری چرخهای است که در آن رقمها بالا میروند، انتظارات افزایش مییابد، بدهیها انباشته میشود و در نهایت هزینه نهایی، مستقیم یا غیرمستقیم، به ساختار عمومی اقتصاد تحمیل میشود.
پاداش ۷۰ میلیاردی و حساسیت افکار عمومی
در همین فضا، خبر پاداش ۷۰ میلیارد تومانی امیر قلعهنویی نیز فراموش نشده است. مهدی تاج اعلام کرده که این مبلغ بهعنوان پاداش جام جهانی به سرمربی تیم ملی پرداخت شده است! و سرمربی هم در پاسخ گفته این میزان پاداش «ایثار» او را نشان میدهد! شاید در یک اقتصاد عادی، با درآمدهای روشن، قراردادهای شفاف و نظام پاداشدهی استاندارد، چنین رقمی قابل بحث و حتی قابل دفاع باشد. اما در شرایط فعلی، برای افکار عمومی که هر روز با کوچکتر شدن سفره خود روبهروست، این عدد بیشتر شبیه دهنکجی است تا پاداش ورزشی.
اینجا نیز بحث شخص قلعهنویی نیست؛ بحث نسبت فوتبال با جامعه است. وقتی از مردم خواسته میشود فشارها را تحمل کنند، طبیعی است که نسبت به چنین پرداختهایی حساس شوند. جامعهای که در صف گرانی و کاهش قدرت خرید ایستاده، حق دارد بپرسد چرا در فوتبال، ریاضت معنا ندارد.
بحران اصلی: شفافیت و اولویت
پرونده دانیال ایری بار دیگر نشان داد فوتبال ایران بیش از هر زمان دیگری به شفافیت نیاز دارد. اگر باشگاهی توان پرداخت چنین رقمی را دارد، باید روشن کند منابع آن چیست، چه بازگشتی برای باشگاه دارد و چه نهادی بر آن نظارت میکند. در غیر این صورت، هر قرارداد بزرگ بهجای افتخار ورزشی، به سندی علیه عدالت اقتصادی تعبیر خواهد شد.
فوتبال میتواند شادی بسازد، اما وقتی در روزگار سختی عمومی با عددهای نجومی و توضیحهای ناکافی همراه شود، به جای امید، خشم تولید میکند. انتقال دانیال ایری فقط یک خرید فوتبالی نیست؛ نشانهای است از شکافی که میان زبان رسمی دعوت به صبر و واقعیت هزینهکردهای بزرگ هر روز عمیقتر میشود.