۱۳:۳۹

۱۴۰۵/۰۸/۱۲

سایت آماده خبری

۱۳:۳۹

۱۴۰۵/۰۸/۱۲

پایگاه خبری آوای پورسینا

رنج مادران اجاره ای؛ گزارشی از دو سوی بازار باروری

به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،

این یکی از چند ده آگهی است که در سایت دیوار درباره رحم اجاره‌ای منتشر شده است. همین حالا هم اگر به بخش استخدام و کاریابی یا خدمات زیبایی و سلامت این سایت سر بزنید با حجم زیادی از چنین آگهی‌هایی روبه‌رو می‌شوید که البته اغلب آن‌ها توسط واسطه‌ها ثبت شده و نکته جالب اینکه اتباع خارجی هم در چرخه ثبت این آگهی‌ها، دست کم به صورت ضمنی حضور دارند. 

صفحه دیگری که همین دو هفته پیش از محله منیریه تهران از سوی یک آگهی دهنده پر شده، آمده است: «خانمی متاهل و دارای قد و وزن نرمال هستم و آماده همکاری با خانواده‌ای محترم و گیرنده‌های واقعی. فردی مسئولیت‌پذیر، متعهد و بسیار دقیق درمصرف به موقع دارو هستم و در انجام دستورات پزشک حساسیت و نظم کامل دارم. اولویت همکاری با گیرندگانی که ازنظر مالی شرایط مناسب و توانایی پرداخت منظم هزینه‌ها را داشته باشند. متولد ۷۶ و سالمم. متاهلم و دارای یه فرزند سالم دوساله که عکس دخترم هم روی آگهی هست، یک‌بار هم تخمک اهدا کردم.» 

این آگهی‌دهنده اهل کرمانشاه است و آن طور که نوشته تا پیش از تشکیل قلب قادر است تنها برای کارهای انتقال جنین و سونوها به تهران بیاید اما از آن به بعد تا زمان تحویل نوزاد توانایی ماندن در تهران را دارد. درباره هزینه‌ها هم نوشته است: «هزینه رحم جایگزین هر چقدر که عرفش بود داخل اگهی‌ها مشخصه. لطفا فقط خودگیرندگان و خانواده‌های متقاضی واقعی پیام بدهند، واسطه‌ها، دلال‌ها و افراد غیر مرتبط پیام ندهند.» عرف؟ مبلغی که در بیشتر این آگهی‌ها مطرح شده اغلب به این شرح است؛ یک نفر در آخرین به‌روزرسانی ۲۱ مهر در این باره نوشته است: «رحم اجاره مبلغ تا یک میلیارد و تخمک ۵۰» این آگهی البته از سمت واسطه است و در بخش توضیحات نوشته: «در بهترین مراکز ناباروری در تهران، سن رحم تا۴۰سال، سن تخمک تا۳۴، اتباع و ایرانی و از شهرستان پذیرش نداریم.» 

آگهی دیگری در به‌روزرسانی ۲۵ مهرماه از شهرک غرب است و احتمالا باز هم از سمت واسطه یا به عبارتی دلال است: «نیازمند رحم اجاره‌ای اتباع و ایرانی با شرایط و ویژگی‌های زیر: 

با بالاترین مبلغ: توافق بر اساس شرایط و مدارک مبلغ اجاره رحم ۷۰۰ تا ۹۰۰میلیون و نفقه ماهی ۱۵ الی ۲۵ میلیون تومان. 

مدارک کامل برای اتباع: به همراه تمامی مدارک مورد نیاز ازجمله پاسپورت و برگه سرشماری. 

دارای فرزند: دارای حداقل یک فرزند

سن: ۲۲ تا۳۴ سال. 

مبلغ اهدای تخمک: ۴۰ تا ۴۵ با شرایط سنی ۱۸ تا ۳۴ سال. 

مبلغ اهدای جنین: ۴۰ تا۵۰ میلیون تومان.» 

در آگهی دیگری که از سمت شخص نوشته شده آمده است: «خانمی متاهل با رضایت کتبی شوهر، سالم بنا به تایید پزشک مرکز، در رده سنی مناسب جهت رحم جایگزین با قیمت توافقی نیازمندیم. لطفا قیمت و شرایط و شماره تماس را در پیام ارسال نمایید در صورت تایید پزشک متخصص زنان با شما تماس گرفته می‌شود. آگهی شخص می‌باشد لطفا واسطه‌ها تماس نگیرند هرگونه مزاحمت توسط همسرم پیگیری می‌شود.» 

همین چند قلم آگهی، نمای کلی این بازار را نشان می‌دهد؛ بازاری که از اوایل دهه هشتاد با تصویب قانون اهدای جنین در مجلس شکل رسمی و قانونی پیدا کرد. در این قانون بیشتر بحث اهدا مطرح بود تا از بروز اختلافات بعدی در میان خانواده‌هایی که از این روش برای فرزنددار شدن استفاده می‌کنند، جلوگیری شود اما آنچه در دهه‌های بعد اتفاق افتاد؛ پدیده جدیدی را زیر سایه همین قانون به وجود آورد و فرآیند مادری جایگزین به‌تدریج شکل تجاری پیدا کرد.

نوشته رضا کردی در پاییز ۹۴ در نشریه مجلس و راهبرد به خوبی این مسئله را نشان می‌دهد: «با گذشت ۱۰ سال از تصویب قانون نحوه اهدای جنین به زوجین نابارور و آیین‌نامه اجرایی آن و با توجه به ازدیاد تقاضا و مراجعات متعدد زوجین نابارور به مراکز مجاز و دادگستری‌ها به منظور اخذ مجوز دریافت جنین و انجام سیکل درمانی بیماران متقاضی، متاسفانه این اقدامات صرفا جنبه تشریفاتی داشته و مراکز مجاز تخصصی با تفسیر موسع از مقررات موجود و استفاده از لفظ عام اهدای جنین و قیاس از شرایط و ضوابط ناقص قانون فعلی و بدون توجه به موضوعات شرعی و قانونی تلقیح مصنوعی در انواع مختلف مساله، مبادرت به اهدا، انتقال و بعضا معرفی رحم جایگزین به متقاضیان و درمان آنان می‌کنند.» 

بنابراین قانونی که در ابتدا به نظر می‌رسید برای پیدا کردن راهکاری برای ناباروری بود، خیلی زود ماهیت آن تغییر کرد و شکل تجاری به خود گرفت. آن زمان یعنی اواخر دهه هشتاد سخن از رقم‌های چندین میلیونی بود و گزارش‌ها از نوسان نرخ رحم جایگزین و اجاره‌ای از دو تا هفت میلیون تومان خبر می‌دادند اما حالا عددها میلیاردی است. 

زنانی که به سختی وارد گفت‌وگو می‌شوند

ششم آبان‌ماه هم آگهی دیگری از سوی یکی از اتباع با این متن از ماهدشت ثبت شده است. «با سلام رحم اجاره‌ای، یا اهدای جنین انجام میدم. متولد۷۱ و از اتباع هستم. در ایران به دنیا اومدم و مدرک پاسپورت دارم؛ سالم. قدم۱۷۰ وزنم ۷۰. بدنم کاملا سالمه و قوی هستم. هیچ گونه بیماری ندارم. یک فرزند سه و نیم‌ساله دارم سزارین، مبلغ یه قلو یک و دویست، مبلغ دوقلو یک و پونصد نفقه ماهی ۲۰.» 

او یکی از چند آگهی‌دهنده‌ای است که سرانجام پاسخ پیام‌ها را می‌دهد اما چندان علاقه‌ای به سوالات متفرقه ندارد. می‌نویسد: «تا به حال بی‌پولی رو تجربه کردید؟ برای من این کار سخته و تا الان هم دودل هستم، تو همین چند روز پیشنهادهای زیادی داشتم و هنوز هم نتونستم تصمیم قطعی بگیرم.» با سوالات بیشتر و بعد از اینکه متوجه می‌شود که پیشنهادی در کار نیست می‌نویسد. «وقتم را نگیرید.» و گفت‌وگو را می‌بندد. 

وارد گفت‌وگو شدن با این افراد در مواجهه حضوری هم سخت است و اغلب اعتماد نمی‌کنند مگر اینکه در شرایط خاصی قرار بگیرید. چند ماه پیش به‌طور اتفاقی وقتی روی صندلی انتظار مرکز درمانی نشسته بودم از گفت‌وگوی تلفنی زنی که کنار دستم نشسته بود، متوجه ماجرا شدم. آن زمان هنوز قصدی برای نوشتن گزارش نداشتم اما می‌خواستم وارد دنیایش شوم. سر صحبت را با این موضوع باز کردم که می‌خواهم وارد این بازار شوم. گفت: نشو! نامش را نپرسیدم اما این زن لاغراندام؛ زیبا و شبیه یاسمن بود و همان‌طور که روسری یاسی رنگی را روی شانه‌هایش انداخته بود، منتظر بود تا همسرش بیاید با هم بروند. متوجه شدم دو سال پیش به عنوان مادر جایگزین، چند ماهی درگیر ماجرای رحم اجاره‌ای بوده. می‌گفت؛ این تصمیم را دو نفری با همسرش گرفته بودند تا بتوانند زندگی بهتری را برای تک‌دخترشان‌فراهم‌کنند. «حتی مادرم نباید می‌فهمید اما در نهایت متوجه شد و در روزهای اول با من قهر کرد. 

تعطیلات عید را از چشم خانواده همسرم دور بودیم اما بعد به‌طور اتفاقی خواهرشوهرم متوجه شد که باردارم. شرایط بدی بود و حالا منتظر نوه پسر هم بودند.» این مادر جایگزین جز رنج و آشفتگی که در آن روزها به واسطه بارداری، مشکلات زیادی داشته در ادامه گفت: «مجبور شدیم چند ماه در خانه دیگری زندگی کنیم و بگوییم به خاطر شغل همسرم به شهرستان رفته‌ایم. دست آخر هم گفتیم که نوزاد مرده به دنیا آمده.» دستش را روی دستم گذاشت و نصیحتم کرد. «شرایط پنهانکاری از خانواده رو نداری انجام نده! من هنوزم سرزنش می‌شم.» فرصت سوالات بعدی پیش نیامد چون همسرش رسید و رفت. 

تجربه حمیده دباغی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی از پژوهشی درباره پدیده رحم اجاره‌ای هم این گونه است. او برای دست یافتن به این زنان (مادر جایگزین یا کارفرما) تلاش زیادی کرده؛ سراغ پزشک و مرکز درمانی رفته و درنهایت هم از طریق واسطه‌ها و پرداخت مبالغی به این افراد، با ۱۱ زن گفت‌وگوی عمیق داشته و شش مصاحبه هم از رسانه‌ها جمع‌آوری کرده تا این تحقیق کیفی را به سرانجام برساند. دباغی در نشست «زنان در بازار باروری و فرزندآوری» از این طرح پژوهشی و نتایج آن سخن گفت. نتایج مطالعات او نشان می‌دهد زنانی که در فرآیند اهدای رحم جایگزین قرار می‌گیرند با چهار موضوع عاملیت مشروط، کار عاطفی در کشاکش روان و تن، کالاشدگی بدن و راهبردهای معطوف به بقا مواجه هستند و البته رنج آنان دیده نمی‌شود. 

ناباروری و فقر دو سوی بازار باروری

«به هر حال ناباروری زنان هنوز در جامعه ما یک انگ محسوب می‌شود و همچنان هزینه اجتماعی و روانی برای خانواده‌ها به دنبال دارد.» دباغی در این پژوهش شرایط خانواده‌های متقاضی را بررسی کرده است؛ طبق مشاهدات او این خانواده‌ها سال‌ها در انتظار فرزند بوده‌اند و به همین دلیل همواره با قضاوت‌های متعدد خانوادگی و اجتماعی روبه‌رو می‌شدند و مجبور بودند از هر راهی برای تکمیل پروژه «خانواده شدن» خود استفاده کنند: «از نگاه آن‌ها این مسیر با داشتن فرزند غیرزیستی پذیرفته شده نیست؛ اگرچه بسیاری از جنین‌هایی که شکل می‌گیرد و از رحم اجاره‌ای استفاده می‌شود با کمک تخمک‌های اهدایی بارور می‌شوند اما آن را مطرح نمی‌کنند، چون می‌خواهند از نظر زیستی بازتولید ژنتیکی نسل خودشان باشد. 

آن‌ها از لحاظ وضعیت روانی در وضعیت متعادل قرار ندارند و به‌رغم میل زیاد به فرزنددار شدن هیچ کنترلی بر فرآیند فرزنددار شدن‌شان ندارند. فیلم‌های سینمایی دهه ۷۰ درباره مادر جایگزین سنتی است و در آنجا خانم برای فرزندآوری به عقد و محرمیت همسر در می‌آید ولی الان سعی شده با حفظ ساختار اصلی خانواده هسته‌ای فرزندآوری اتفاق بیفتد و با وجود این، نگرانی عمده آن‌ها سلامت اخلاقی این زنان است.» 

این پژوهشگر می‌گوید که مادری جایگزین برای هر دو زن (زنی که واقعا مادر می‌شود و زنی که این عمل را برای خانواده انجام می‌دهد) یک پروسه بسیار دردناک است. «در شرایط سخت اقتصادی که مثلا مرد خانواده در زندان است اگر یک خودرو داشته باشیم برای پرداخت ضمانت می‌توانیم آن را بفروشیم اما خانواده‌ای که همان یک خودرو یا اموال منقول و غیرمنقول دیگری ندارد برای عبور از تنگنا سرمایه اقتصادی را در بدن خود جست‌وجو می‌کند. بنابراین اضطرار مالی و فقدان سرمایه باعث می‌شود که خانواده به سمت سیاست‌ورزی‌های جدید و خلاقانه‌ای برود و زن و بدن زن محور این بحث است.» 

به گفته او زنانی که مادر جایگزین می‌شوند شرایط سختی را سپری می‌کنند؛ این زنان از اولین روز عادت ماهیانه خود وارد یک پروتکل درمانی می‌شوند و تا پیش از اولین عمل جراحی خود روزانه دو تا سه آمپول تزریق می‌کنند. طبق نتایج این پژوهش، خانواده‌های متقاضی رحم جایگزین غیر از تشکیل جنین بر هیچ فرآیند دیگری در این مسیر کنترل ندارند و نگرانی عمده این خانواده‌ها سلامت اخلاقی این زنان است.

به گفته این پژوهشگر، فقر در همه جوامع، کلیشه‌ها و برچسب‌هایی را به همراه دارد و با بی‌اخلاق بودن مترادف است بنابراین درباره این خانواده‌ها هم چنین ایده‌ای تقویت می‌شود که کار تنگنای اقتصادی آن‌ها به کجا رسیده که مرد حاضر است بدن همسر خود را ۹ ماه در خدمت یک خانواده دیگر قرار بدهد. این برچسب‌ها باعث می‌شود که خانواده‌های متقاضی به دنبال معیارهای خاصی در مادران جایگزین بگردند و نقش واسطه‌ها هم در این مرحله بسیار مهم است به ویژه اگر آن واسطه مرکز درمانی یا خود پزشک باشد. او می‌گوید بخش زیادی از بیمارستان‌های دولتی هم در این فرآیند غیرمتعهدانه عمل می‌کنند. 

در این پژوهش، چهار زمینه اصلی عاملیت مشروط، کار عاطفی در کشاکش روان و تن، کالاشدگی بدن و راهبردهای معطوف به بقا به دست آمده است. دباغی توضیح می‌دهد مهم‌ترین زمینه، عاملیتی است که در یک چارچوب مشروط شکل می‌گیرد: «این زنان اصولا در تنگنای اقتصادی سختی زندگی می‌کنند و سیاست خانواده را به سمت استفاده از راهکارهای کوتاه‌مدت برای تغییر شرایط اقتصادی خانواده می‌برند و سرمایه اقتصادی را در بدن خود جست‌وجود می‌کنند. انتخابگری این زنان گاهی در شرایطی صورت می‌گیرد که یا همسر آگاهی ندارد یا بعد از بحث‌های طولانی با آن موافقت می‌کنند. برای مثال یکی از این زنان به دلیل ازبین رفتن سرمایه و مغازه همسرش، مادری جایگزین را انتخاب کرده بود تا سرمایه‌ای برای کسب‌وکار بعدی او به دست آورد. در حقیقت بستر فرهنگی زن را همیشه پاسخگوی این شرایط خاص می‌داند. این زنان معمولا به اطرافیان خود نمی‌گویند که این فرزند، متعلق به خودشان نیست و بعد از به دنیا آمدن او، اعلام می‌کنند که مرده به دنیا آمد.» 

مادری جایگزین؛ تجاری یا انسان‌دوستانه

دباغی در بخشی از سخنان خود به سابقه مادری جایگزین و گستره آن در جهان سخن گفت: «بارداری جایگزین در جهان سابقه‌ای طولانی دارد و حتی برخی الهه‌های یونانی به این موضوع منتسب شده‌اند. انجمنی در ایتالیا وجود دارد که مطالعه‌ای روی ۶۵ کشور انجام داده که بارداری جایگزین در آن‌ها قانونی است. این کشورها دو شیوه برای آن قائلند؛ شیوه تجاری و انسان‌دوستانه که نوع دوم در اغلب کشورها پذیرفته شده است، اما قوانین، جایی که در تقاطع بازپرداخت و هزینه قرار می‌گیرد، به صراحت آن را قبول نمی‌کند. در ایران هنوز قوانین مشخصی در این زمینه وجود ندارد، اما از نظر شرعی مجوزهای لازم در نظر گرفته شده و یکی از کشورهای پیشتاز در این زمینه است.» 

به گفته این پژوهشگر فرآیند رحم جایگزین گردش مالی وسیعی دارد و در مجموع درسال ۲۰۲۴، رقمی حدود ۲۲.۴ میلیارد دلار در این چرخه هزینه شده است: «هیچ آمار رسمی درباره هزینه‌های آن وجود ندارد، با این حال در جراید رسمی رقم‌هایی اعلام شده است. برای مثال در برخی از گزارش‌های رسانه‌ای که در سال ۱۴۰۳ نوشته شده، هزینه اهدای تخمک بین ۲۰ تا ۴۰۰ میلیون تومان اعلام شده بود. در حال حاضر هم رقمی بین یک تا یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان بابت هزینه رحم جایگزین مطرح می‌کنند که بخشی به صورت بیعانه و باقی آن ماهیانه پرداخت می‌شود. تحقیقات مختلفی از منظر حقوقی و اجتماعی و کالایی‌سازی بدن به این موضوع پرداخته‌اند و یک ضرورت جمعیتی و اجتماعی هم برای ایران دارد. در یک بازه دوساله از ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۴ ناباروری دو برابر شده و تعداد این مراکز هم افزایش یافته است و این موضوع نشان می‌دهد که نسبت به آن اقبال وجود دارد.» 

دباغی می‌گوید که در موضوع رحم جایگزین، تبادل درآمد و هزینه اتفاق می‌افتد و این موضوع یکی از ویژگی‌های این بازار است. «در مادری جایگزین کاری فیزیکی انجام می‌شود؛ به این معنا که مادر جایگزین یک کارگر انتزاعی است که برای کارفرما نقشی را ایفا می‌کند و باید در ضوابط خاص خود انجام شود. او باید همزمان به یک فرزند خدماتی بدهد و کارفرمایی دارد که حتی باید بابت تغذیه فرزند در رحمش به او پاسخگو باشد. در حقیقت این زن یک رابطه تعاملی با بدن خود برقرار می‌کند. علاوه بر این، یک کار عاطفی نیز در این روند وجود دارد و زن باید مدیریت عاطفی انجام دهد؛ یعنی انتظار شکل‌گیری عشق میان مادر جایگزین و جنین را نداریم، اگرچه ممکن است شکل بگیرد اما در این فرآیند مساله‌ای تقبیح شده است.» 

درباره کار عاطفی و چند مفهوم دیگر

او در بخش دیگری از این پژوهش به کار عاطفی می‌پردازد به این معنا که زنانی که مادر جایگزین شده‌اند در این مسیر باید تعلقات عاطفی به جنین را فراموش کنند مثلا برخی از این مادران برای جلوگیری از وابستگی خود، با فرزند در شکم صحبت نمی‌کردند. بعضی از آن‌ها هم از ملاقات و شیردادن بعد از زایمان منع شده‌اند. به گفته دباغی، قراردادهای میان خانواده متقاضی و مادر جایگزین هم ویژگی‌های خاصی دارد: ابتدا برای زن بیعانه‌ای حدود ۲۰ تا ۱۵ میلیون تومان در نظر گرفته می‌شد تا مطمئن شوند بارداری اتفاق بیفتد. بعد از شکل‌گیری جنین ماهیانه پرداخت‌هایی به مادر جایگزین انجام می‌شود و در قرارداد قید می‌شود که آن زن حق شیردادن و درآغوش گرفتن نوزاد را ندارد بنابراین، این زنان فقط به حاملی برای به دنیا آوردن نوزاد تبدیل می‌شوند. 

دباغی توضیح داد که این مادران جایگزین، همه پیامدهای فیزیکی و روحی بارداری را همراه با عوارض داروهای هورمونی تجربه می‌کنند و بعد از زایمان هم عوارضی مانند افسردگی را پشت سر می‌گذارند؛ بعضی از آن‌ها ارتباط‌شان را با مادری که به نوعی کارفرما محسوب می‌شود حفظ می‌کنند، اما در مواردی خانواده متقاضی این ارتباط را قطع می‌کند. «بعضی از این زنان می‌گفتند با توجه به اینکه از نظر اقتصادی امکان داشتن فرزند دیگری ندارند، فرزندشان در دوره بارداری جایگزین آن‌ها، بازسازی کوتاه‌مدتی از داشتن خواهر یا برادر را تجربه می‌کند.» 

این پژوهشگر از مفهوم «زناشویی در تعلیق» یاد می‌کند که به معنای فاصله گرفتن، محبت نکردن و غریبه دانستن زنی است که خود همسر به او اجازه مادری جایگزین را داده است تا مشکلش برطرف شود. مضمون دیگر پژوهش «کالاشدگی بدن» است که طبق آن بدن برای این زنان به سرمایه تبدیل می‌شود برای مثال نشانه‌های زیبایی‌شناسی از سن، تا رنگ چشم و گروه خون و سلامت و موارد دیگر به معیاری بیرونی برای انتخاب شدن از سوی خانواده متقاضی تبدیل شده و بدنی در این میان برنده می‌شود که حداقل یک تجربه موفق بارداری داشته باشد. 

از سوی دیگر اما بسیاری از این زنان تحصیلاتی پایین داشته و از پیامدهای فیزیکی و روحی مادری جایگزین اطلاعی ندارند. به گفته او برای این زنان تنها چیزی که اهمیت دارد مبلغی است که دریافت می‌کنند و این شرایط آن‌ها را در وضعیت فرودست قرار می‌دهد؛ چون آن‌ها «انتخاب» می‌شوند. «شرایط ظاهری، نداشتن سابقه عمل جراحی و مصرف دارو از طرف خانواده متقاضی مورد توجه و ملاک انتخاب قرار می‌گیرد.

این زنان راهبردهایی هم برای خودشان در پیش می‌گیرند؛ یکی از مهم‌ترین آن‌ها خلق نظام معنایی حول این نوع از مادری است. آن‌ها به مادری تبدیل می‌شوند که فقط ۹ ماه فرصت تجربه آن را دارند و یکی از معناهایی که برای خود پیدا می‌کنند، ناجی و خیر بودن است. در مجموع می‌توان به این نتیجه رسید که برخلاف روابط خانواده که حقوق و تکالیفی برای آن در نظر گرفته شده، میدان رحم جایگزین بسیار خاموش است و در نظام حقوقی هم کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد.» 

مادری «تکه تکه» 

سیمین کاظمی، پزشک و پژوهشگر مسائل زنان یکی از افراد سخنران حاضر در این نشست هم درباره این پدیده توضیحاتی را مطرح کرد. او معتقد است که فرآیند مادری در مسیر بارداری جایگزین تکه‌تکه می‌شود؛ مثل مراحل اهدای تخمک و بارداری که در بدن‌های جداگانه انجام می‌شود.

کاظمی از نگاه مدافعان مادری جایگزین انتقاد می‌کند و می‌گوید: «آن‌ها این فرآیند را معامله‌ای دو سربرد می‌دانند، اما باید پرسید این معامله چه دلالت‌هایی درباره بدن زن و مادری دارد؟ گفته می‌شود که این کار با رضایت و انتخاب دوطرف انجام می‌شود، اما این نکته مغفول می‌ماند که رضایت و عاملیت این زنان چقدر اصالت دارد و واقعی است؟ چه ساختارهای پیدا و پنهانی این انتخاب را شکل می‌دهند؟ در حقیقت وجه استثماری موضوع کاملا نادیده گرفته می‌شود؟ 

آیا این زنان انتخاب‌های دیگری هم داشته‌اند؟» به گفته او مفاهیم انتخاب، عاملیت و توانمندسازی فمنیستی‌اند، اما در حال حاضر در سیطره ارزش‌های بازار از محتوای خاص خود تهی شده و در جهت منافع دیگری از آن‌ها استفاده می‌شود و در نهایت فرد را از جهان اجتماعی جدا می‌کنند و به انتخاب‌های او شکل می‌دهند. «با تاکید بر مفاهیم عاملیت، رضایت و انتخاب در مسیر اهدای رحم جایگزین، ساختارهای سلطه و ستم نامریی می‌شوند. پژوهش‌ها نشان می‌دهد بخش زیادی از این زنان مشکلات مالی زیادی دارند، شغلی ندارند، همسرانشان بیکارند یا دچار سقوط اقتصادی شده‌اند و حالا به ناچار از بدن خود به عنوان سرمایه استفاده می‌کنند. برخی رحم جایگزین و اهدای تخمک را فرصت شغلی می‌دانند، اما با این توصیف تمام آن ساختار اقتصادی و سیاسی و اجتماعی را به‌طور کلی نادیده گرفته‌ایم.»

کاظمی معتقد است که رحم جایگزین و اهدای تخمک، به معنی کالایی شدن تولیدمثل و انسانیت‌زدایی از مادری و زن است: «در این فرآیند زن به یک انکوباتور تبدیل می‌شود و بدنش به مثابه یک ماشین برای نگهداری جنین مورد استفاده قرار می‌گیرد و بعد، به راحتی فرزند از او جدا و ارتباط قطع می‌شود. علاوه بر این بین خانواده متقاضی و زن اهداکننده رحم رابطه کارگر و کارفرما برقرار می‌شود و در واقع آن زن، محصول (فرزند) را به زوج کارفرما می‌فروشد؛ اینجاست که از خودبیگانگی اتفاق می‌افتد و در نتیجه زن با بدن خود و نوزادی که به دنیا آورده بیگانه و عاطفه انسانی او سرکوب می‌شود، چون پیشاپیش مالکیت فرزند را به زوج کارفرما سپرده است.» 

فاطمه موسوی ویایه پژوهشگر مطالعات جنسیت هم این موضوع را مطرح کرد که ما در کشور در یک لحظه تاریخی هستیم و بدن زن موقعیت عجیبی پیدا کرده است. یعنی هم تحت نظارت مرد و نظام مردسالاری به اسم خانواده، دولت، قانون، فرهنگ و عرف است و هم تحت نظارت دین که به عنوان یک نظام در قانون هم متجلی است. او با اشاره به کالایی شدن بدن زن می‌گوید که در این میان قدرت تولیدمثل زن و ۹ ماه از زندگی او فروخته می‌شود. 

آگهی‌های رحم جایگزین فراتر از فهرستی از قیمت‌ها یا شرایط سنی و ویژگی‌های جسمی، روایتگر برخورد دو نیاز در یک بازارند؛ نیاز به فرزندآوری و تلاش برای رهایی از تنگناهای اقتصادی. اما این بازار ابعاد پنهان دیگری چون کالایی‌شدن بدن زنان و رنج‌های نادیده آنان تا گسترش مناسبات تجاری در حوزه ناباروری و باروری را هم دارد.

تصویر خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد
خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو