به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،
هادی اعلمی فریمان در ارزیابی اخبار منتشرشده درباره ارسال نامه از سوی آمریکا به ایران و طرح موضوع حضور برخی چهرهها از جمله محسن رضایی در تیم مذاکرهکننده، همچنین اظهارات اخیر عباس عراقچی درباره دریافت و بررسی پیشنهادهای هستهای آمریکا، اظهار کرد: فضای موجود دوگانه است و نمیتوان با قطعیت درباره مسیر پیشرو اظهارنظر کرد؛ چراکه ما بهعنوان ناظران بیرونی به همه اطلاعات و جزئیات مذاکرات دسترسی نداریم.
دیپلماسی پنهان میان ایران و آمریکا با جدیت دنبال میشود
وی ادامه داد: با این حال، آنچه در شرایط فعلی در عرصه واقعی قابل مشاهده است، جریان جدی و پرتراکم دیپلماسی پنهان میان طرفهاست. بخشی از این روند از طریق مکاتبات و تحرکات دیپلماتیک قابل مشاهده است و افزایش رفتوآمد میانجیها، از جمله طرفهای قطری، پاکستانی و تا حدودی اماراتی، نشان میدهد که تلاشهای دیپلماتیک در حال افزایش است.
این کارشناس مسائل بینالملل با بیان اینکه به دلیل اطلاع نداشتن از محتوای دقیق مکاتبات نمیتوان درباره جزئیات آنها قضاوت کرد، گفت: آنچه مشخص به نظر میرسد این است که آمریکاییها مسائل هستهای را در صدر مطالبات و دستور کار خود قرار دادهاند. بنابراین، میتوان گفت موضوع هستهای یکی از محورهای اصلی گفتوگوهای جاری است.
اعلمی فریمان با اشاره به موضوع ذخایر اورانیوم ایران افزود: یکی از موضوعاتی که احتمالاً در این گفتوگوها مطرح است، تعیین تکلیف حدود ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم و احتمال انتقال یا عودت آن به یک کشور ثالث است. از سوی دیگر، به نظر میرسد جمهوری اسلامی ایران همچنان بر اصل حق غنیسازی تأکید دارد و آن را بهعنوان یکی از مواضع اساسی خود دنبال میکند.
وی با اشاره به برخی اظهارنظرهای مطرحشده از سوی مصر درباره موضوع غنیسازی تصریح کرد: به نظر میرسد بحث درباره امکان غنیسازی و چارچوب آن از جمله موضوعات مهم مذاکرات احتمالی باشد و طرفین در این زمینه گفتوگوهای جدی داشته باشند.
این کارشناس مسائل بینالملل با تأکید بر اینکه جدی شدن مذاکرات لزوماً به معنای دستیابی به توافق نیست، خاطرنشان کرد: اگر قرار باشد این گفتوگوها به نتیجه مشخصی برسد، به معنای عقب نشینی جمهوری اسلامی از موضوعات هستهای خواهد بود.
ترامپ به ونس اجازه داده آخرین بار مسیر دیپلماسی با ایران را بیازماید
اعلمی فریمان همچنین با اشاره به درخواست آمریکا برای انجام مذاکرات مستقیم گفت: آمریکاییها خواهان مذاکرات مستقیم هم شدهاند و این موضوعی است که جی دی ونس آن را دنبال میکند و به نظر میرسد ترامپ به او در این پرونده اجازه داده است که برای آخرین بار مسیر دیپلماسی را مورد آزمون قرار دهند.
وی در عین حال تأکید کرد: در کنار نشانههای مربوط به تحرکات دیپلماتیک، برخی علائم و تحولات دیگر هم وجود دارد که احتمال اقدام نظامی را نمیتوان از نظر دور داشت. بنابراین، شرایط همچنان میان دو مسیر دیپلماسی و تشدید تنش در نوسان است.
این کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به افزایش ادبیات تهدیدآمیز و اظهارات تند میان طرفین اظهار کرد: گسترش تهدیدها و لفاظیهای متقابل را هم باید در ارزیابی شرایط فعلی لحاظ کرد. از سوی دیگر، دیدار اخیر فرمانده کل قوا با فرماندهان ارتش و صدور دستورات جدید هم از جمله تحولاتی است که در کنار سایر نشانهها باید مورد توجه قرار گیرد و در حال حاضر نمیتوان با اطمینان گفت که مسیر تحولات به سمت توافق و مذاکره پیش خواهد رفت یا احتمال درگیری نظامی افزایش مییابد؛ چراکه در کنار تحرکات جدی دیپلماتیک، نشانههای مربوط به افزایش تنش نیز همچنان وجود دارد.
دوراهی امتیازدهی هستهای یا ورود به جنگ ویرانگر
اعلمی فریمان در ادامه، در پاسخ به این پرسش که آیا ایران و آمریکا به نقطه بیبازگشت در تقابل رسیدهاند و احتمال ورود به یک جنگ طولانیمدت وجود دارد، اظهار کرد: به نظر من این دو مسیر بهصورت موازی در حال پیگیری است البته دیپلماسی موضوع پیچیدهای است. برخی تحلیلها مطرح میکنند که ممکن است تحولات داخلی آمریکا و انتخابات پیشرو هم در محاسبات طرفین تأثیرگذار باشد و حتی جمهوری اسلامی ایران بخواهد بر اساس این شرایط، امتیازاتی دریافت کند یا امتیازاتی بدهد؛ اما من بعید میدانم که در شرایط فعلی مواضع دو طرف تا این اندازه به یکدیگر نزدیک شده باشد که بتوان به حصول توافق امیدوار بود.
این کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به افزایش رفتوآمدهای دیپلماتیک و فعالیت میانجیها تصریح کرد: این تحرکات لزوماً به معنای نزدیک شدن به توافق نیست و گاهی میتواند به مفهوم اتمام حجت و ارسال آخرین پیامها به طرف مقابل باشد؛ به این معنا که اگر جمهوری اسلامی ایران در برخی مواضع خود عقبنشینی نکند، احتمال نزدیک شدن به مرز جنگ افزایش پیدا میکند.
به نظر میرسد آمریکاییها از این منظر تصور کردهاند که شاید آقای رضایی کسی باشد که حرف اصلی را در این ساختار میزند و به همین دلیل نام او را مطرح کردهاند
اعلمی فریمان با بیان اینکه ایران اکنون در یک دوراهی دشوار قرار گرفته است، گفت: به نظر میرسد در شرایط فعلی یا باید در حوزه هستهای امتیازات بسیار مهمی داده شود و عملاً از بخشی از مواضع و دستاوردهای این حوزه صرفنظر شود یا کشور وارد یک جنگ ویرانگر شود که ابعاد و پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی ایران و منطقه چندان قابل پیشبینی نیست.
در مرحله رویارویی و ساعت صفر هستیم؛ تغییر دکترین هستهای شرایط را تغییر نمیدهد
وی در بخش دیگری از این گفتوگو، درباره طرح برخی مطالبات در مجلس و تریبونهای نماز جمعه برای خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) و تغییر دکترین هستهای کشور و اینکه آیا چنین اقدامی میتواند بازدارندگی ایجاد کند، اظهار کرد: بسیار بعید میدانم که تغییر دکترین هستهای یا حرکت به سمت ساخت سلاح هستهای بتواند در شرایط کنونی برای کشور بازدارندگی مؤثری ایجاد کند.
این کارشناس مسائل بینالملل توضیح داد: ما اکنون در موقعیتی قرار داریم که نوع اهداف و مواضعی که در سیاست خارجی کشور مطرح میشود، از جمله تأکید بر محو اسرائیل و مقابله با آمریکا، در محاسبات طرف مقابل هم تأثیرگذار است. به نظر میرسد در چنین شرایطی، طرف مقابل هم بهصورت متقابل با رویکردی مبتنی بر تقابل با جمهوری اسلامی ایران عمل میکند.
اعلمی فریمان با اشاره به تجربه کشورهای دارای توانمندی هستهای افزود: کشورهایی که در مسیر دستیابی و تقویت توانمندی هستهای حرکت کردهاند، معمولاً در چارچوب تهدیدات منطقهای و با اهداف محدودتری عمل کردهاند. برای مثال، کره شمالی تهدیدات خود را عمدتاً در چارچوب تقابل منطقهای با کره جنوبی تعریف کرده و پاکستان هم در واکنش به تهدیدات هند، برنامه هستهای خود را توسعه داده است.
وی تأکید کرد: اما شرایط ایران از این جهت متفاوت است که مواضع و اهداف مطرحشده در حوزه بینالملل، ابعاد گستردهتری دارد و به نوعی با رویکرد تجدیدنظرطلبانه در نظم و مناسبات بینالمللی همراه شده است. به همین دلیل، بعید میدانم حرکت به سمت تغییر دکترین هستهای و ساخت سلاح بتواند بهتنهایی موجب ایجاد بازدارندگی شود.
نظامی شدن برنامه هستهای ایران به تشدید فشار اقتصادی و انزوای بینالمللی منجر میشود
این کارشناس مسائل بینالملل در ادامه با اشاره به واکنش احتمالی اسرائیل به چنین تحولی گفت: طبیعتاً اسرائیل هم نسبت به هرگونه تغییر در دکترین هستهای ایران واکنش نشان خواهد داد و باید در محاسبات مربوط به این تصمیم، پیامدهای منطقهای و بینالمللی آن را هم در نظر گرفت چراکه مهمترین مسئله برای آنان بقا است و از همان ابتدای تشکیل، هر جا که مسئله بقا مطرح بوده است تجربه نشان داده که به شدت واکنش نشان داده است. الان مرحله ای نیست که تغییر دکترین هسته ای بتواند شرایط را تغییر دهد چراکه ما در مرحله رویارویی و در ساعت صفر هستیم.
وی افزود: حرکت به سمت ساخت سلاح هستهای، خروج از NPT یا کنار گذاشتن سایر تعهدات بینالمللی، به تشدید فضای خصومت و انزوای بیشتر منجر خواهد شد. در صورت نظامی شدن برنامه هستهای ایران، قطعاً اجماع بیشتری علیه کشور شکل میگیرد و شورای امنیت هم واکنش شدیدی نشان خواهد داد. همچنین ممکن است فشارهای اقتصادی افزایش پیدا کند.
این کارشناس مسائل بینالملل با تأکید بر پیامدهای چنین تصمیمی برای کشور و مردم گفت: ممکن است جمهوری اسلامی بتواند به سمت چنین اقدامی حرکت کند، اما دو پیامد آن تقریباً قطعی است؛ نخست، تشدید فشارهای اقتصادی و افزایش فشار بر مردم و دوم، انزوای بیشتر در عرصه بینالمللی.
چرا آمریکاییها نام محسن رضایی را مطرح کردهاند؟
اعلمی فریمان در پاسخ به پرسشی درباره طرح نام محسن رضایی برای حضور در روند مذاکرات و ارزیابی آمریکاییها از ترکیب تیم مذاکرهکننده گفت: آمریکاییها از منظر ادراکی خودشان به نظر میرسد به دنبال یافتن فردی در ساختار جمهوری اسلامی هستند که بتوانند با او به توافق برسند و کار را نهایی کنند.
وی ادامه داد: ترامپ بارها مطرح کرده که پس از ضرباتی که آمریکا وارد کرده، نمیداند با چه کسی در ساختار جمهوری اسلامی مذاکره کند و اساساً طرف مذاکره خود را نمیشناسد. به نظر میرسد آمریکاییها به دنبال فردی هستند که از نگاه آنها از بالاترین سطح قدرت برخوردار باشد، بتواند بر نیروهای نظامی نظارت و کنترل داشته باشد و قادر به امضای توافق با آنها باشد.
این کارشناس مسائل بینالملل افزود: به نظر میرسد آمریکاییها از این منظر تصور کردهاند که شاید آقای رضایی کسی باشد که حرف اصلی را در این ساختار میزند و به همین دلیل نام او را مطرح کردهاند.
ضعف سیاسی نتانیاهو به معنای کاهش احتمال حمله اسرائیل نیست
اعلمی فریمان در ادامه، درباره احتمال حمله اسرائیل به ایران پس از تحولات انتخاباتی این رژیم و مشخص نبودن وضعیت سیاسی آن اظهار کرد: به نظر من، تقریباً همه احزاب اسرائیل، بهجز برخی جریانهای بسیار اقلیت با گرایشهای دموکراتیک یا چپ، مسئله امنیت و بقای اسرائیل را در اولویت قرار میدهند. از این رو، احتمال زیادی وجود دارد که این احزاب، به دلیل تلقی ایران بهعنوان یک تهدید، گزینه حمله را در دستور کار داشته باشند.
وی با هشدار نسبت به احتمال بروز خطای محاسباتی در تصمیمگیریهای ایران گفت: هشدار من این است که تصمیمگیران کشور دچار اشتباه محاسباتی نشوند و تصور نکنند اگر نتانیاهو دولت یا ائتلاف شکنندهای دارد و موقعیت سیاسیاش ضعیف است، احتمال اقدام نظامی اسرائیل نیز کاهش پیدا میکند.
این کارشناس مسائل بینالملل تأکید کرد: مسئله امنیت و بقای اسرائیل ارتباط مستقیمی با سیاستهای دولت مستقر ندارد و به نظر میرسد احزاب مختلف این رژیم در این زمینه اشتراک نظر دارند. البته ممکن است برخی جریانها مانند نتانیاهو در موضوع حمله قاطعیت بیشتری نشان دهند؛ بنابراین نباید وضعیت سیاسی و شکنندگی ائتلاف حاکم را نشانهای قطعی از کاهش احتمال حمله تلقی کرد.