به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،
در این سکانس پرالتهاب، ملک با بازی نوید محمدزاده که مسئولیت فرماندهی پاسگاه را بر عهده دارد، در اقدامی غیرقانونی و تحت فشار برای بستهشدن سریع پرونده، تصمیم به انحراف مسیر عدالت میگیرد. او بدون در نظر گرفتن وجدان کاری و انسانیت، حقایق آشکار را زیر پا گذاشته و تلاش میکند تا با فریب و زور، سرنوشت یک پرونده سنگین تجاوز را دستخوش بازیهای کثیف خود کند.
ابعاد وحشتناک صحنهسازی
عمق فاجعه زمانی بیشتر نمایان میشود که مشخص میگردد این مأمور فاسد پیش از روبرو کردن متهمان، دست به جنایتی پنهان زده است. ملک با کندن تارهایی از موی دختر بیگناه در بیمارستان و ایجاد صحنهای ساختگی در محل حادثه، به شکلی برنامهریزیشده تلاش کرده است تا تمام اتهامات را به ناحق متوجه سهراب سازد.
تقابل سنگین و سکوتِ پرمفهوم
روبرو کردن محسن (پدر داغدیده) با سهراب در اتاق پاسگاه، اوج تنش دراماتیک این اثر را رقم میزند. در حالی که پدر با قلبی شکسته و دختری به کما رفته در انتظار حقیقت است، دروغهای مصلحتی و مأمورانه ملک مسیر پرونده را به بیراهه برده و تصویری تکاندهنده از تضاد قدرت و مظلومیت را به تصویر میکشد.