
به گزارش خبرفوری، پیش از این نیز تغییرات ظاهری نیوشا ضیغمی، بهویژه جراحی بینی او، بارها موضوع بحث کاربران و رسانهها شده بود. اما پشت این واکنشهای تکراری، پرسشی مهمتر وجود دارد: آیا شهرت به دیگران اجازه میدهد درباره چهره و انتخابهای شخصی یک زن داوری کنند؟
وقتی چهره بازیگر به دارایی عمومی تبدیل میشود
الهام حمیدی که بسیاری او را با نقشآفرینی در مجموعههایی چون «مسافری از هند» و «یوسف پیامبر» به یاد میآورند، این روزها بار دیگر به دلیل انتشار تصاویر تازهاش در فضای مجازی مورد توجه قرار گرفته است. درباره سحر جعفری جوزانی نیز مقایسه تصاویر قدیمی و جدید و گمانهزنی درباره جراحی زیبایی بینی، پیشتر واکنشهایی را به دنبال داشته است.
بیشتر بخوانید:
ویدئوی جنجالی هستی مهدویفر به سفیر ژاپن در ایران | من اصلا این مرتیکه رو ندیدم!
خواننده زنی که سی سال چهرهاش تغییر نکرد | عکس
از «فیلم خصوصی» آناهیتا افشار تا ناپدیدشدن بهرنگ علوی | مرز باریک تبلیغ و فریب
شباهت عجیب چهار بازیگر زن هالیوود به یکدیگر | عکس
چرا چهره بازیگران تا این اندازه به موضوع بحث عمومی تبدیل میشود؟ بخشی از پاسخ را باید در رابطه میان شهرت و انتظارات مخاطبان جستوجو کرد. مخاطب سالها با تصویر یک بازیگر خاطره ساخته است و گاهی ناخودآگاه انتظار دارد او همان چهره آشنا را حفظ کند؛ گویی ظاهر یک هنرمند نیز مانند نقشهای ماندگارش، باید برای همیشه ثابت بماند.
چرا واکنشها اغلب منفی است؟
واکنشهای منفی به جراحیهای زیبایی زنان معمولا از چند مسیر شکل میگیرند. گروهی معتقدند چهره طبیعی زیباتر است و تغییر آن، بهویژه اگر نتیجه از نگاه آنان اغراقآمیز باشد، به جذابیت فرد لطمه میزند. گروهی دیگر نگران رواج معیارهای یکسان زیباییاند؛ معیارهایی که در آن بینی، لب، گونه و فرم صورت به الگوهایی تکراری نزدیک میشوند.
این نگرانیها میتوانند موضوع بحثی جدی باشند؛ اما مشکل زمانی آغاز میشود که نقد یک الگوی اجتماعی به تحقیر یک فرد مشخص تبدیل شود. میتوان درباره فشار شبکههای اجتماعی، تبلیغات صنعت زیبایی یا خطرهای پزشکی جراحیهای غیرضروری بحث کرد، بیآنکه زنی را به دلیل تصمیم شخصیاش مسخره کرد.
در کنار این عوامل، شهرت نیز نقش مهمی دارد. چهره افراد مشهور بیشتر دیده میشود و هر تغییر کوچک در ظاهرشان میتواند به محتوایی پربازدید تبدیل شود. در چنین فضایی، گاهی قضاوت تند نه از نگرانی واقعی درباره سلامت، بلکه از میل به مقایسه، جلب توجه یا همراهی با موج تمسخر ناشی میشود.
آیا کسی حق قضاوت درباره چهره زنان را دارد؟
پاسخ به این پرسش به معنای نفی حق اظهار نظر نیست. هر مخاطبی میتواند سلیقه خودش را داشته باشد و درباره رواج جراحیهای زیبایی یا استانداردهای غیرواقعی زیبایی بحث کند. اما میان بیان سلیقه و صدور حکم درباره بدن دیگری تفاوت وجود دارد.
اینکه کسی چهره پیشین یک بازیگر را بیشتر میپسندد، یک نظر شخصی است؛ اینکه نتیجه احتمالی جراحی او را بهانه توهین، تحقیر یا زیر سؤال بردن شخصیتش قرار دهد، مسئله دیگری است. شهرت نیز این مرز را از بین نمیبرد. بازیگران به دلیل حضور عمومیشان ممکن است بیشتر در معرض نقد قرار بگیرند، اما مشهور بودن به معنای چشمپوشی از حق حریم خصوصی و احترام انسانی نیست.
مسئله فقط زیبایی نیست؛ مسئله اختیار است
ماجرای الهام حمیدی، سحر جعفری جوزانی و پیشتر نیوشا ضیغمی، فرصتی برای بازنگری در رابطه جامعه با ظاهر زنان است. چرا از یک سو زنان به حفظ جوانی و زیبایی تشویق میشوند و از سوی دیگر، اگر برای تغییر ظاهرشان تصمیم بگیرند، با موجی از سرزنش مواجه میشوند؟ چرا گاهی هم طبیعی ماندن و هم تغییر کردن، هر دو بهانهای برای انتقاد میشود؟
شاید بخشی از پاسخ این باشد که جامعه هنوز برای ظاهر زنان معیارهای متناقضی دارد؛ زن باید زیبا باشد، اما نه به شیوهای که دیگران آن را مصنوعی بدانند؛ باید جوان بماند، اما نباید برای جوانتر دیده شدن تلاش کند.
هیچکس موظف نیست جراحی زیبایی را بپسندد یا آن را انتخاب کند. اما نپسندیدن یک انتخاب، مجوز تحقیر صاحب آن نیست. چهره یک بازیگر ممکن است موضوع کنجکاوی عمومی باشد، اما بدن او ملک عمومی نیست. شاید مهمتر از اینکه الهام حمیدی، سحر جعفری جوزانی یا نیوشا ضیغمی امروز چگونه به نظر میرسند، این باشد که جامعه تا چه اندازه میتواند تفاوت سلیقه را تحمل کند و میان نقد اجتماعی و قضاوت شخصی مرز بگذارد.