۲۲:۴۰

۱۴۰۵/۰۷/۲۹

سایت آماده خبری

۲۲:۴۰

۱۴۰۵/۰۷/۲۹

پایگاه خبری آوای پورسینا

مسیر خروج از جنگ بی‌پایان | چهار مانع بزرگ در مسیر توافق

به گزارش خبرنگار نگین حاشیه،

به گزارش خبرفوری، آتش‌بس نتوانسته به اختلافات بنیادین تهران و واشنگتن پایان دهد و روابط دو کشور در شرایطی میان جنگ و صلح گرفتار شده است. در چنین فضایی، فشارها نه‌تنها از بین نرفته‌اند، بلکه شکل تازه‌ای به خود گرفته‌اند و شریان‌های مالی، حمل‌ونقل دریایی و بازار انرژی به بخشی از میدان تقابل تبدیل شده‌اند.

حدود یک هفته پس از تفاهم اسلام‌آباد، اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، از کارزاری اقتصادی علیه ایران سخن گفت که در امتداد سیاست فشار حداکثری ارزیابی می‌شود. این کارزار، شبکه‌های بانکی غیررسمی، دسترسی به رمزارزها، ناوگان نفتکش‌های پنهان و حتی پالایشگاه‌های مستقل چین را هدف قرار می‌دهد.

بیشتر بخوانید:

حمله جدید به ایران در دقیقه آخر متوقف شد؟ | اهداف غیرنظامی در بانک هدف جدید

ایران برای انتخابات آمریکا برنامه‌ای دارد؟ | چرا تهران برای رویارویی دوباره آماده می‌شود؟

ابرنفتکش‌ها در آتش؛ معادله جدید ایران در تنگه هرمز | آتش در مسیر نفت جهان

معمای جنگ بعدی | اگر ترامپ بار دیگر به ایران حمله کند، آمریکا برای پاسخ ایران آماده است؟

در این چارچوب، واشنگتن تلاش می‌کند با تهدید به تحریم و مسدودسازی دارایی‌ها، هزینه همکاری اقتصادی با ایران را افزایش دهد. بانک‌ها، شرکت‌های حمل‌ونقل، بیمه‌گران و دیگر فعالان اقتصادی نیز برای جلوگیری از مواجهه با مجازات‌های احتمالی، ممکن است روابط خود با طرف‌های ایرانی را محدود کنند.

نتیجه این روند، شکل‌گیری نوعی بازدارندگی اقتصادی فراتر از تحریم‌های رسمی است؛ وضعیتی که در آن حتی معاملات مجاز نیز ممکن است به دلیل نگرانی از تبعات همکاری با ایران متوقف شوند.

تله بازدارندگی؛ چرا دو طرف از عقب‌نشینی می‌ترسند؟

یکی از موانع اصلی پایان جنگ، هزینه سیاسی عقب‌نشینی است. رهبرانی که پیش‌تر خطوط قرمز سختی تعیین کرده‌اند، ممکن است هرگونه انعطاف را نشانه ضعف تلقی کنند. همین نگرانی می‌تواند تصمیم‌گیران را به اقداماتی سوق دهد که حتی مطلوب خودشان نیز نیست.

عامل دوم، بی‌اعتمادی ساختاری میان تهران و واشنگتن است. ایران ممکن است توقف حملات را فرصتی برای تجدید قوای نظامی آمریکا و متحدانش بداند، درحالی‌که واشنگتن نگران بازسازی توان موشکی و منطقه‌ای ایران است. در چنین شرایطی، نبود تضمین معتبر باعث می‌شود هر طرف به‌جای تکیه بر تعهدات دیپلماتیک، حفظ اهرم‌های فشار را در اولویت قرار دهد.

در این میان همچنین باید به فشار جریان‌های نومحافظه‌کار و حامیان اسرائیل در آمریکا اشاره کرد که ممکن است هرگونه مصالحه را عقب‌نشینی قلمداد کنند. در مقابل، هزینه‌های اقتصادی جنگ، از افزایش قیمت سوخت تا بی‌ثباتی بازارها، می‌تواند برای ترامپ و حزب جمهوری‌خواه تبعات سیاسی داشته باشد. از این منظر، پایان جنگ ممکن است به فرصتی برای نمایش موفقیت سیاسی تبدیل شود؛ مشروط بر آنکه توافق به‌عنوان عقب‌نشینی یک‌طرفه معرفی نشود.

چهار گام برای خروج از بن‌بست

نخست، توافق باید به‌گونه‌ای تنظیم شود که هر دو طرف بتوانند آن را در داخل کشور خود موفقیت جلوه دهند. واشنگتن می‌تواند بر مهار تهدیدها تأکید کند و تهران نیز بر حفظ اقتدار و تأمین منافع ملی خود.

دوم، به‌جای تلاش برای دستیابی فوری به توافقی جامع، باید اقدامات محدود، هم‌زمان و قابل بازگشت در دستور کار قرار گیرد. برای نمونه، کاهش برخی فعالیت‌های نظامی می‌تواند در برابر تعلیق بخشی از فشارهای اقتصادی یا تسهیل عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز انجام شود. در این الگو، نقض تعهدات باید امکان بازگشت سریع به وضعیت پیشین را فراهم کند.

سوم، حضور میانجی‌ها و تضمین‌کنندگان خارجی ضروری است. چین و کشورهای منطقه که از اختلال در تجارت و بسته ماندن مسیرهای دریایی آسیب می‌بینند، می‌توانند با استفاده از منافع مشترک، به اجرای توافق کمک کنند.

چهارم، باید آتش‌بس را از اختلافات گسترده‌تر، از جمله آینده نظم منطقه‌ای و مناقشات بلندمدت، جدا کرد. تمرکز اولیه بر جلوگیری از درگیری مجدد و ایجاد کانال‌های ارتباطی مستقیم میان طرفین، شانس موفقیت دیپلماسی را افزایش می‌دهد.

پایان جنگ صرفا با توقف حملات محقق نمی‌شود؛ بلکه مستلزم توافقی است که ادامه درگیری را برای هر دو طرف پرهزینه‌تر از مصالحه کند. اگر تهران و واشنگتن همچنان به دنبال شکست کامل طرف مقابل باشند، حتی بهترین سازوکارهای دیپلماتیک نیز نمی‌توانند تضمینی برای صلح پایدار فراهم کنند.

تصویر خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد
خبرنگار: مهدی چراغی سردبیرارشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو